ایران نامه

 

 
یکشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٧

 

دوست گرامی خواهشمندم از این پس

جستارهای ایران نامه

را در نشانی زیر پی بگیرید:

http://www.drshahinsepanta.blogsky.com  

شاهین سپنتا|| ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ

سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦

 

جنبش ملی برای پاسداری از خطِ فارسی

 

دکتر شاهین سپنتا

 

چندی پيش ( خردادماه 86 ) ، گروهی از اعضای هیأت علمی گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه تهران با انتشار بيانيه ای ، بايستگی پاسداری از خط فارسی را به همه فارسی زبانان و به ويژه هم ميهنان یاد آور شدند و ضمن اشاره به ناچاری میلیون ها نفر از کاربران رایانه و مشترکان تلفن های همراه در استفاده از خط بیگانه برای فرستادن پیام کوتاه ، از همه استادان و پژوهشگران زبان و ادب فارسی و متخصصان دلسوز كشور خواستار شدند تا با همه توان علمی و عملی خويش در زدودن کاستی هایی که در این راه وجود دارد ، بكوشند .

 اين هشدار بجای استادان زبان و ادب فارسی بيان گر اين واقعيت است كه در هنگامه ای كه زبان فارسی از هر سو مورد بی مهری دوست و بيگانه قرار گرفته و پيوسته زخم های گوناگون بر پيكرش وارد می شود ، خط فارسی نيز از این بی مهری ها  بی نصيب نمانده است . زمانی نغمه شوم تغيير الفبای فارسی و جايگزينی آن با الفبای ناقص لاتين به گوش می رسد ، با اين بهانه ها كه يادگرفتن خط فارسی دشوار است يا چشم را می آزارد و يا نگارش با خط فارسی دقيق نيست و يا خطی عربی و بيگانه است و امروز با فراگیر شدن کاربری فن آوری های نوین ، کاربران رایانه ناخودآگاه بهره گیری از خط بیگانه را بر خط فارسی ترجیج می دهند و هیچ برنامه مشخصی برای پیشگیری از این همه گیری خطرناک از سوی هیچ نهادی ارائه نشده است.

باید پذیرفت که امروزه كاربرد رايانه و تلفن همراه بخشی جدا نشدنی از زندگی روزانه میليون ها ايرانی و فارسی زبانان در سراسر جهان است. در حال حاضر بيش از هشت و نیم ميليون مشترک تلفن همراه در كشور وجود دارد؛ براساس گزارش مخابرات روزانه حدود 11 ميليون  « پیامک» بين اين 5/8 ميليون مشترک تبادل می ‌شود و ماهانه اين رقم به 330 ميليون پیام کوتاه می ‌رسد. يعنی ماهانه پنج ميليارد و 280 ميليون تومان و سالانه به طور تقريبی 63 ميليارد تومان درآمد نصيب مخابرات کشور می ‌شود. استفاده از این فن آوری در برخی مناسبت ها چنان افزایش می یابد که در میان کشور های مختلف جهان یک رکورد شکنی به شمار می رود ؛ چنان که مشترکان تلفن همراه دولتی در نخستین روز از نوروز سال 1386 ( عصر 29 اسفندماه 85 تا عصر روز اول فروردین ماه 86 ) بیش از 118 میلیون و 200 هزار پیام کوتاه شاد باش نوروزی فرستادند. اما متاسفانه در حدود 90 درصد از كاربران اين فن آوری به خاطر نارسايی های موجود در فرستادن پيام به خط فارسی و گران تر تمام شدن هزينه فرستادن « پيامک » با استفاده از « سامانه پيام كوتاه » ، به استفاده از حروف الفبای انگليسی روی می آورند . اما شوربختانه تاكنون برای زدودن اين ننگ تاريخی هيچ واكنش شايسته ای از سوی اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی ،‏ شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی ، شورای عالی انقلاب فرهنگی ، وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، شورای عالی انفورماتیک ، وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات ، وزارت فرهنگ و ارشاد ، وزارت آموزش و پرورش و یا رسانه های گروهی انجام نشده است و تنها به وعده دادن های بی عمل بسنده کرده اند.

از سویی دیگر ، در نهايت شگفتی شاهديم كه رسانه های گروهی دولتی همچون صدا و سيمای جمهوری اسلامی در برنامه های راديو و تلويزيون از مخاطبان خود خواستار می شوند تا پيام های خود را با حروف انگلیسی ارسال نمايند تا راحت تر خوانده شود ، و یا برخی سازمان های دولتی و برخی از بانک ها اخبار و آگهی های بازرگانی خود را با الفبای انگلیسی برای مشترکان و مشتری های خود می فرستند.

اگر وزارت ارتباطات بخشی از در آمد های نجومی ناشی از فرستادن پیام کوتاه و همچنین دریافت آگهی های پیام کوتاه از شرکت های بازرگانی را برای پاسداشت خط فارسی هزینه نموده و به منظور تشويق مشتركان تلفن همراه هزينه ارسال پيام های كوتاه با خط فارسی را نيم بها يا با درصد قابل توجهی تخفيف محاسبه نماید و شركت مخابرات نيز تسهيلاتی را برای تبديل زبان گوشی های تلفن همراه از انگليسی به فارسی فراهم نماید تا هم از آسيب فنی به گوشی ها پيشگيری شود و هم دست سود جويان كوتاه شود ، می توان امیدوار بود که بكارگيری خط فارسی در كوتاه مدت در بين شمار زيادی از مشتركان تلفن همراه گسترش یابد .

از سويی، چنان كه گفته شد شمار زيادی از كاربران اينترنت نيز رايانامه ها يا ايميل ها و يا پيام ها و ديدگاه های خود را بر روی تارنگار ها و تارنما ها با حروف انگلیسی می نگارند و با بی شرمی و بی غیرتی این خط را « فنگلیسی » نام می نهند.  برخی از دوستداران زبان فارسی نيز كه به کاستی های حروف الفبای لاتين برای نگارش زبان فارسی آگاهی دارند اما به ناچار از این الفبا استفاده می کنند، برای تكميل آن به استفاده از علامت های قراردادی و پيچ و خم های آوانگاری روی آورده اند و ناخواسته نگارش و خواندن آن را دشوارتر كرده اند . اين همه در حالی است كه در سامانه های رايانه ای امكان بكارگيری خط فارسی و فرستادن رايانامه و پيام با قلم های زيبای فارسی وجود دارد و با توجه به آسانی بكارگيری آن و رشد جهشی دانش فنی رايانه در ميان فارسی زبانان و هم ميهنان و همچنین حضور ايرانيان موفق در شركت های صاحب نام رايانه ای جهان و توليد صدها نرم افزار فارسی ساز برنامه های رايانه ای ، ‏هيچ توجيهی برای استفاده از حروف انگليسی به جای فارسی پذيرفتنی نخواهد بود . اگر هم نواقص و اشكالاتی در هنگام استفاده از اين برنامه ها روی می دهد قطعاً با پيگيری هم ميهنان قابل رفع خواهد بود. پس به نظر می رسد كه در اين مورد غيرت ملی و به دنبال آن عزم و اراده ملی برای پاسداری از خط زيبای فارسی تنها راه چاره خواهد بود .

بی گمان نمی توان نشست و دست روی دست گذاشت تا شايد روزی مسئولان كشور بيدار شوند و قانون یا آيين نامه ای برای پاسداری از خط فارسی صادر نمايند و همگان را به اجرای آن فرا بخوانند . از اين روی شايسته خواهد بود كه همه دوستداران خط فارسی در گام نخست ،گوشی های تلفن همراه خود را به خط زيبای فارسی مجهز كنند و یا از گوشی هایی استفاده کنند که از خط فارسی پشتیبانی می کند و تنها با اين خط پيام كوتاه بفرستند و به دوستانی نيز كه با حروف انگليسی برای آنان پيام كوتاه فرستاده اند ، پاسخ دهند : « دوست گرامی ، در راستای پاسداری از خط و زبان فارسی به پيام هايی كه با حروف بيگانه فرستاده شوند پاسخ نخواهم داد . خواهشمندم پيام كوتاه خود را به خط فارسی بفرستيد ». كاربران اینترنت نيز می توانند به همين شيوه دوستان خود را به فرستادن رايانامه و پيام با خط فارسی فرابخوانند و تا آنجا که می شود از پاسخ گويی به نامه هايی که با خط بيگانه فرستاده می شوند، خودداری نمايند و پی در پی فارسی نگاری را از دوستان خود خواهان شوند.

همه به ياد داريم كه در سال های اخير چه آن هنگام كه بيگانگان به جای نام جاودانه خليج هميشه فارس از تركيب جعلی خليج عربی استفاده نمودند و چه آن هنگام كه با ساختن فيلم توهين آميز 300 نوک تيز حمله های خود را به سوی فرهنگ و هويت ايرانيان نشانه گرفتند ، گروه های پرشماری از ايرانيان و فارسی زبانان به ويژه جوانان ، با بهره گيری از ابزار های گوناگون همچون رسانه های گروهی و فن آوری های نوين ارتباطی به مبارزه با اين يورش های فرهنگی برخاستند. اما جای شگفتی است كه در اين هنگامه بی مهری با خط فارسی در محيط اينترنت و به هنگام استفاده از تلفن همراه ، هنوز غيرت ملی ما بيدار نشده و عزم و اراده ای برای پاسداری از خط فارسی در ميان ايرانيان پدید نیامده است.

شگفت تر اين كه در میان برخی از دوستداران زبان فارسی نیزكه برای بكارگيری واژه های فارسی سره توجه زيادی از خود نشان می دهند كمتر انگيزه ای برای پاسداشت خط فارسی ديده می شود و اين بی انگيزگی را گاه در ميان برخی از دوستداران ميراث فرهنگی نيز می توان ديد . اما اگر با يک ديد علمی و فراگير به مفهوم ميراث فرهنگی توجه کنیم به روشنی درخواهيم يافت كه ميراث فرهنگی تنها سازه های كهن و گنجينه های هنری و تاریخی برآمده از دل خاک نيست . از جشن ها و آيين ها ، خوراک ها و پوشش های سنتی مردم ، رقص ها و موسيقی محلی نواحی مختلف ، بازی های محلی و باورهای عامه مردم تا خط فارسی يعنی خطی كه شاهنامه و گلستان و بوستان و مثنوی را با آن نوشته اند ، همه و همه در شمار ميراث فرهنگی ايرانيان هستند.

نگاهی به  تاريخچه خط نشان می دهد كه خط امروزی ما كه با اندک تفاوت هایی زبان های فارسی و عربی و تركی  و كردی و اردو و پشتو و غيره را با آن می نگارند و نزد ما با نام «خط فارسی » شناخته می شود ، برخلاف آن که برخی به نادرست آن را خط عربی می پندارند ، ريشه و پايه اش خط ايرانی « آم دبيره » است كه در گذر تاریخ با دگرگونی هايی با نام « خط هاماورانی » يا « حميری » یا « مسند » ابتدا از ايران به هاماوران و سپس از آن جا به عربستان راه يافته است و در سده يكم هجری در عربستان به « خط كوفی » مشهور شده است و در سده های نخست دوره اسلامی و پس از آن نيز ايرانيان با دانش و هنر خود در گسترش و تكميل آن بسيار كوشيده اند. چنان كه يک ايرانی به نام « ابوالاسود دوئلی » برای آن خط بی نقطه ، نقطه وضع كرد و ايرانیان ديگری همچون « به آفريد نيشابوری » ،  « ابوحاتم بلخی » ، « ابراهيم سگزی » ، « يوسف سگزی » ، « مالک دينار ايرانی » ، « خوش نام » ، « ذوالرياستين ايرانی » ، « خواجه ابوالمعالی ايرانی » ، « ابن مقله بيضاوی » ، « حسين حلاج بيضاوی » ، « مير علی تبريزی » ، « صالح بن علی رازی »  « جعفر بايسنقری » ، « اطهر تبريزی » ، « علی رضا عباسی » ، « حسين علی مشهدی » ، « ملک محمد قزوينی » ، « شاه محمود نيشابوری » ، « مير عماد سيفی قزوينی » ، « شفيعای قزوينی » ، « آقا غلام رضا » و « رضا كلهر » در تکمیل و خوش نويسی خط فارسی و ابداع قلم های زيبای فارسی رنج های بسیار کشیدند و خون دل ها خوردند.

اکنون ما را چه می شود که تلاش های نیاکانمان برای گسترش و پاسداشت خط فارسی را که شایسته است آن را « دری دبیره » بنامیم ، به هیچ می انگاریم ؟ چرا  « دشواری ها » را بهانه می کنیم و از زیر بار مسئولیت تاریخی خود شانه خالی می کنیم ؟ بی گمان ما در اين راه با دشواری هايی نیز روبرو خواهیم بود اما نبايد فراموش كرد كه برای انجام اين كار بزرگ و پر اهميت همه اين دشواری ها ناچيز می نمايد و اين تازه بخش كوچكی از كار است .

 لزوم نگارش دفترچه های راهنمای كالاهای مصرفی وارداتی با زبان و خط فارسی به هنگام ورود به کشور ، درج نام و نماد فارسی بر روی توليدات صنعتی داخلی و تابلوهای فروشگاه ها و كارخانه ها ( در كنار نام به زبان جهانی ) ، ايجاد فرهنگستان مشترک زبان و ادب فارسی در بين كشور های فارسی زبان ، بكارگيری شيوه های نوين علمی در نگارش خط فارسی به صورت مشترک در کشورهای فارسی زبان و تلاش برای جایگزینی خط فارسی به جای خط روسی در کشور هم ریشه و هم زبان تاجیکستان و ...نيز موارد بسيار مهم دیگر هستند كه بايد به شيوه ای منطقی و به دور از هيجانان زود گذر و احساسات غير منطقی ( همانند آن چه در سال های نخست پس از انقلاب 57 روی داد ) به اين موارد نيز پرداخت و برای دست يابی به راهكارهای قانونی از روش های علمی و منطقی بهره گرفت و اين كار مهم البته به برنامه ريزی مدون و دراز مدت نياز دارد. /.

شاهین سپنتا|| ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ

یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦

بخش نخست

روزنگار تاریخی و فرهنگی تیرماه 

 

 

... آری ، آری ، جان خود در تیر کرد آرش

کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش ...

گلوله بارانِ مجلس : دوم تير ماه 1287 خورشيدي ، سرهنگ لياخوف فرمانده روس واحد مركزي قزاق دستور داد كه ساختمان مجلس در ميدان تاريخي بهارستان را با توپ گلوله باران كنند. محمد علي شاه قاجار روز پيش از اين، ضمن صدور اعلاميه اي كه براي مقامات دولتي در تهران و شهرهاي ديگر ارسال شد ، چگونگي انتخاب نمايندگان مجلس و رفتار اين نمايندگان را مغاير اصول دموكراسي خوانده و دستور داده بود كه مجلس تا اصلاح اين نقائص به مدت سه ماه تعطيل شود. در اجراي اين دستور، چون بسياري از نمايندگان حاضر به ترک ساختمان مجلس نشده بودند، يک واحد قزاق به بهارستان فرستاده شد تا مجلس را محاصره و نمايندگان را از آنجا بيرون كند كه اين نيرو با مقاومت هواداران مسلح مجلس كه از پيش در آنجا سنگر بندي كرده بودند رو به رو شد و عقب نشيني كرد. لياخوف پس از اطلاع از اين مقاومت مسلحانه بود كه تصميم گرفت ساختمان مجلس را با توپ گلوله باران كند. در پشت پرده، دست انگلستان و روسيه كه با هم رقابت استعماري داشتند ــ هركدام به حمايت از يك طرف ــ دركار بود!. در جريان تيراندازي با توپ به عمارت بهارستان، بسياري از مدافعان مجلس كشته و يا مجروح شدند و نمايندگان متحصن، از آنجا به پارك امين الدوله كه در همان نزديكي واقع بود گريختند و در آنجا پنهان شدند. قزاقها پس از تصرف مجلس به پارك امين الدوله حمله بردند و نمايندگان را مضروب و دستگير كردند و به باغ شاه منتقل ساختند. چون جماعتي از مجلسيان و هواداران آنان از جمله تني چند از اصحاب جرايد عازم سفارت انگلستان شده بودند تا در آنجا متحصن شوند، قزاقها باغ سفارت (واقع در محل فعلي ــ خيابان فردوسي) را محاصره كردند و راه آن عده را كه هنوز پاي به سفارت نگذارده بودند بستند و آنان را دستگير كردند كه اين عمل باعث اعتراض شديد نماينده سياسي انگلستان شد. گروهي از دست اندركاران نشريات نيز كه دستگير شده بودند به زندان باغ شاه منتقل شدند و از همين روز در تهران حكومت نظامي برقرار شد .

اعدام روزنامه نگاران آزادی خواه : سوم تيرماه سال 1287 خورشيدي يك روز پس از به توپ بسته شدن ساختمان مجلس در ميدان بهارستان و دستگيري برخي نمايندگان پارلمان و اصحاب نشريات و انتقال آنان به باغ شاه ( پادگان حر) ، در تهران خبر مربوط به اعدام ميرزا جهانگير خان شيرازي ناشر صور اسرافيل، و ملك المتكلمين و سلطان العلماي خراساني از دست اندركاران نشريات  به گوش رسيد كه در ميان بازداشت شدگان بودند و در باغ شاه اعدام شده بودند. پس از به توپ بسته شدن مجلس در دوم تيرماه 1287، در تهران حکومت نظامي و منع رفت و آمد شبانه برقرار شده بود. 

بزرگداشت استاد بیرشک : 3 تیرماه 1377خورشیدی ، در نخستین همایش انجمن های علمی ایران ، دکترای افتخاری ریاضیات به استاد « احمد بیرشک » اعطا شد. استاد احمد بیرشک در طول عمر پر بار خود موفق به انتشار نهصد مقاله و یک صد جلد کتاب و تربیت صدها دانشجوی پوینده علم شد.  او از دانشمندان بنام گاهشماری ایرانی است. از استاد بیرشک آثار ارزنده ای مانند « گاهشماری ایرانی » ، « دانشنامه بزرگ فارسی » و « خلاصه زندگی نامه دانشمندان جهان » به جا مانده است. 

انگلستان به آب های ایران ناو جنگی فرستاد : 4 تیر ماه 1330 خورشیدی ، چند روز پس از خلع ید از انگلستان در صنایع نفت ایران، آن دولت دستور انتقال اتباع و مهندسان خود را از آبادان به بصره صادر کرد و ناو جنگی روانه آب های ایران کرد؛ این اقدام احساسات ملی ایرانیان را برانگیخت و گروهی از خلبانان نیروی هوایی داوطلب حمله به این ناو شدند؛ به شناورهای نیروی دریایی فرمان آماده باش کامل داده شد و واحدهای ارتش در تهران و شهرهای دیگر رژه رفتند؛ اما با اندرز دولت وقت امریکا به لندن، در خصوص نامناسب بودن شرایط، ماجرا پایان یافت. 

 

تیم ربوتیک ایران قهرمان جهان شد :  4 تیر ماه 1381 خورشیدی ، تیم روباتیک ایران با نام « آریان »  از دانشگاه صنعتی شریف ، قهرمان مسابقات جهانی ربوکاپ 2002 ژاپن شد، تیم « آریان» از دانشگاه صنعتی شریف در فینال مسابقات لیگ شبیه سازی روبات های امدادگر، با غلبه بر تیم دانشگاه برق و ارتباطات توکیو ، جام قهرمانی را به خود اختصاص داد؛ دانشگاه صنعتی شریف در ششمین دوره این مسابقات در شش بخش « اندازه متوسط » و « اندازه کوچک » و « ربات امدادگر » و  « شبیه سازی » و « شبیه سازی امدادگر » و  « مربی » حضور داشت.

شاهین سپنتا|| ٥:٤٩ ‎ق.ظ

یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦

بخش دوم

روزنگار تاریخی و فرهنگی تیرماه

مهستی درگذشت : 4 تیر ماه 1386 خورشیدی ، « مهستی » خواننده محبوب موسیقی سنتی و پاپ ایران به علت بیماری سرطان روده بزرگ در ایالت کالیفرنیا در آمریکا درگذشت . « خدیجه دده بالا » مشهور به « مهستی » در ۱۱ شهریور ماه ۱۳۲۷ خورشیدی دیده به گیتی گشود . خدیجه دده بالا و خواهر بزرگش سکینه دده بالا  ، که بعدها با نام های هنری مهستی و هایده شهرت زیادی در دنیای موسیقی ایران یافتند ، از دوران نوجوانی برای کار به کاخ سعد آباد رفتند و در کاخ ملکه تاج الملوک (همسر رضا شاه ) مشغول کار شدند . این دو خواهر از بستگان « احترام شیرازی » مشهور به « احترام الملوک » بودند که زن بسیار مهربان و زود جوشی بود و پس از « زهرا مشهدی » دومین زن پرنفوذ نزد « تاج الملوک » به شمار می‌رفت. سکینه و خدیجه را که در آن زمان دو دختر نوجوان بودند احترام الملوک در سال 1340 خورشیدی به تهران آورد . از آن جا که تاج الملوک به موسیقی بسیار علاقه داشت ، شب ها در کاخ ملکه مادر برنامه موسیقی برقرار بود و برخی شب ها یک گروه نوازنده از رادیو ایران به کاخ او می‌آمدند. در همین برنامه‌های شب و موسیقی ، این دو خواهر هم که صدای گرم و دلنشینی داشتند گاهی به تشویق احترام الملوک اشعاری را می‌خواندند . یکی از نوازندگان و آهنگسازان بنام آن روز رادیو که صدای این دو خواهر را شنید از ملکه مادر تقاضا کرد اجازه دهد آن ها را برای آزمون صدا به رادیو ببرد. ملکه قبول کرد و این دو خواهر پر استعداد خیلی زود به معروف ترین خوانندگان زن در ایران تبدیل شدند و نام های هنری هایده و مهستی را برای خود برگزیدند. مهستی از میانه دهه  1340 خورشیدی خوانندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد. پرویز یاحقی بانوی آوازی را به جامعه ایران معرفی کرد که صدایش رنگ و بوی خاصی داشت . مهستی در سن ۱۹ سالگی با گل های شماره 420 با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا که کلام آن از بیژن ترقی و آهنگش از پرویز یاحقی بود ره صد ساله را یک شبه پیمود و این چنین شد که ترانه های مهستی یک به یک در ذهن مردم جای گرفت. او از خوانندگان برنامه گل های رنگارنگ و برگ سبز بود اما از سال 1354 که خوانندگان جوان کم کم در موسیقی پاپ و موسیقی سنتی تحولی به وجود آوردند و خوانندگان رو به تصنیف خوانی آوردند و  از سویی مدیریت برنامه گل های رنگارنگ رادیو ایران بعد از 10 سال تغییر کرد ، هنرمندانی چون مهستی نیز روی به تصنیف آوردند و تصنیف هایی همچون دریا و بنفشه را اجرا نمودند که بسیار بین مردم گل کرد. بیشتر آثاری که وی پس از انقلاب اجرا کرد در قالب ترانه‌های پاپ بود.  از مهستی ۳۵ آلبوم برجای مانده است که از آن میان می توان به آلبوم های آشفته ، اسیر ، آوازک ، از خدا خواسته ، بزم ( آواز دلدادگان ) ، بزم بهار ، بیگانه ، دلداده ، قسم ، گل گندم ، گل امید ، گل های رنگارنگ ، حقیقت ، همیشه عاشق ، همیشه سبز ، هوای یار ، هوای عاشقی ، لبخند ، مستی ، مهمان ، موج ، مسافر ، نامه ، اوج صدا ، سراب عشق ، سپیده دم ، تقدیر ، ترانه سال ، تو بزن تا من برقصم ، ضیافت و...  اشاره کرد. او با گروه کثیری از ترانه‌سازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشم‌آذرو با ترانه سرایانی چونتورج تگهبان،هما میرافشار و ژاکلین همکاری داشت. بیشتر کارهای او در حدود ۶۰ اثر از جهانبخش پازوکی است. مهستی چندین ماه پیش از انقلاب 1357، ایران را ترک کرد.او ابتدا به انگلستان و سپس برای همیشه به آمریکا رفت و تا زمان مرگ در آن کشور زندگی ‌کرد. در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه از وی برای ۳۵ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.  او دوبار ازدواج کرد ولی هر دو ازدواج‌ منجر به طلاق گردید. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر شد. ازدواج دوم او هم با بهرام سنندجی بود. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نام‌های ناتاشا و ناتالی دارد. مهستی تا حدود چهار سال بیماری سرطان خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود. اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز، شرایط وی می‌باشد، امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد. به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی همراه با پزشک خانوادگی،حضور پیدا کرد و اعلام نمود که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شوند. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت . سر انجام پس از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ) در سنتا روزای کالیفرنیا ی شمالی در ۴ تیر ماه ۱۳۸۶ خورشیدی دار فانی را وداع گفت. هایده خواهر بزرگ مهستی پیشتر در سال 1368خورشیدی در اثر سکته قلبی در آمریکا درگذشته بود .مهستی روز آدینه هشتم تیر ماه 1386 در میان گروه پرشماری از مردم و هنرمند ایرانی مقیم آمریکا ، در آرامگاه « وست وود » کالیفرنیا نزدیک خواهرش هایده به خاک سپرده شد. >زندگی نامه هنری مهستی < 

تجاوز روس ها به خاک ایران و اشغال شهر ایرانی باکو : پنجم تیرماه 1102 خورشیدی ، دو هنگ ارتش روسيه  شهر باكو را تصرف كردند. تصرف باكو با استفاده از فرصتي كه جنگ داخلي ايرانيان و محاصره اصفهان توسط امير محمود قندهاري به دست داده بود صورت گرفت. روس ها هفت سال بعد، از ترس نادر شاه بدون جنگ باكو را ترك و سپس طبق قرارداد گنجه ( منعقد در دهم مارس 1735) از همه قفقاز خارج شدند. روس ها تا دوران جنگ اول ايران و روسيه ( سال هاي 1808 ـ 1813) به مدت هفتاد و چند سال قدم به قفقاز ايران نگذاشتند. باكو در عهد باستان بغ كوه ( كوه خدا ) نام داشت كه به تدريج به باكو تبديل شد (مشابه نام «بغ داد» يا بغداد امروز ). برخي هم در قديم آن را «بادكوب» مي خواندند. نخستين آتشكده باكو با دیرینگی چند هزارساله نزد زرتشتیان جهان بسیار گرامی داشته می شود.  

ابستراکسیون دکتر مصدق : پنجم تيرماه 1324 خورشیدی دكتر مصدق نماينده تهران در مجلس با نخست وزير شدن صدر الاشراف ( محسن صدر ) مخالفت كرد و وي را در شرايطي كه كشور در آن قرار داشت و با تورم پول، حضور نيروهاي بيگانه و نا امني در نقاط دوردست رو به رو بود شايسته اين مقام ندانست. دکتر مصدق هنگام اخذ راي براي تاييد سمت محسن صدر، به حالت اعتراض جلسه را ترک كرد كه سي تن ديگر از نمايندگان در پي دكتر مصدق از جلسه خارج شدند و اصطلاحا ابستراکسيون کردند .

جشن تیرگان : جشن تیرگان یاد روز آرش کمان گیر ، در تیر روز ( سیزدهمین روز از ماه سی روزه اوستایی ) از تیر ماه برپا می شود . آمده است که در چنین روزی در دوران منوچهر پیشدادی پس از جنگی دراز میان ایران و توران ، « آرش شیوا تیر » برای تعیین مرز بین ایران و توران به میدان آمد و تیری در چله کمان نهاد و از کوه « ائیریوخشوت » در تبرستان به سوی کوه « خوانونت » در خور آسان پرتاب نمود. آرش با این کار جان خود را در چله کمان نهاد و در راه آزادی و یکپارچگی ایران پیشکش نمود . از این روی جشن تیرگان را می توان « جشن تمامیت ارضی » یا « جشن یکپارچگی سرزمینی ایران بزرگ » نامید. استوره آرش به عنوان برگی از دفتر هویت ملی ما بازگو کننده روحیه جان بازی در راه میهن و استقامت در برابر متجاوزان است. افزون بر این جشن تیرگان در شمار «جشن های خواهش باران » قرار دارد. 

درگذشت دکتر معین : 13 تیر ماه سال 1350 خورشیدی دکتر محمّد معین  استاد زبان فارسی و پدیدآورندهٔ فرهنگ معین درگذشت. او روز 21 اردیبهشت ماه سال 1293 خورشیدی در یکی از محلات شهر رشت به دنیا آمد. پدرش ابوالقاسم در خواندن درس و آموختن علوم عشق و علاقه بسیار نشان می داد ، خصوصا این که درس های زیادی را نزد پدرش " شیخ محمد تقی معین العلما " (جد پدری محمد) آموخته بود. محمد کمتر پدر را می دید. شیخ ابوالقاسم دائم پای درس عالمان مشهور شهر بود. محمد می دانست که هم پدر و هم مادرش از بیماری سختی رنج می برند. این موضوع را هرگاه که سر شب به تماشای نماز خواندن پدر می نشست ، حس می کرد. چشمان پدر گود افتاده بود و دائم از خداوند طلب شفا و آمرزش می کرد. محمد می شنید که پدر، برای شفای مادر هم دعا می کند . اهل خانه، بارها پدر و مادر محمد را نزد طبیب برده بودند ؛ اما داروها اثری نداشت. کار، به جایی رسید که تصمیم گرفتند برای مراقبت بیشتر از پدر محمد، او را به خانه یکی از اقوام ببرند. چند روزی آنجا ماند و به ظاهر، حالش کمی بهتر شد، اما محمد، خیلی دلتنگ پدرش بود. یک شب ، با اصرار، از اطرافیان خواست او را نزد پدر ببرند تا او را ببیند. همین کار را کردند. آن شب ، تا صبح پیش پدرش ماند و از بهبود نسبی حال پدر، خوشحال شد؛ اما صبح همان روز بدترین خبر عمرش را شنید. مادر محمد غافلگیرانه فوت کرده بود. فقدان مادر همه وجودش را آزرد. او مونس تنهایی محمد بود، البته این، پایان کار نبود. خبر مرگ مادر، تاثیری عمیق بر روحیه پدر گذاشت. چند روز بعد، حال پدر بدتر شد. هنوز 5 روز از فراق مادر نگذشته بود که صدای شیون و زاری اطرافیان خبر شوم دیگری را برای او آورد. پدر هم از دنیا رفت. محمد وقتی در آغوش پدر بزرگش می گریست، انگار با گوش دل می شنید که اطرافیان با نگاه هایشان به او اشاره می کنند و می گویند : « طفلک چقدر زود پدر و مادرش را از دست داد » پدر بزرگ محمد، شیخ محمد تقی معین العلما از بزرگان رشت بود. او با مهربانی فراوان ، مراقبت و تربیت محمد و برادر کوچکترش علی را به عهده گرفت. محمد مثل پدر کنجکاو بود و اهل درس ، بحث و تلاش . او اولین درس هایش را از پدر بزرگش آموخت و سپس، محمد تقی معین العلما اورا به مکتب فرستاد. در این هنگام، اوضاع شهر رشت ، چندان مساعد نبود. میرزا کوچک جنگلی شورش کرده و مبارزات ضد حکومتی خودش را آغاز کرده بود. انگلیسی ها در اطراف رشت سنگربندی کرده بودند. در این شرایط ، مکتب خانه ها هم به حالت نیمه تعطیل در آمده بود. در چنین اوضاعی بود که خانواده محمد برای مدتی مجبور به ترک شهر شدند و به یکی از روستاهای اطراف رفتند و وقتی اوضاع عادی شد به شهر رشت برگشتند. محمد، دوباره راهی مکتب شد. او با شوق فراوان فراگیری را آغاز کرد. صرف ونحو عربی و علوم مختلف دینی را نزد پدر بزرگ و مرحوم سید مهدی رشت آبادی فرا گرفت. در آن هنگام مکتب خانه های قدیمی ، آرام آرام تبدیل به مدارس امروزی می شد. محمد در کلاس سوم ابتدایی نشست و 3 سال بعد، موفق شد تصدیق نامه نهایی دوره ابتدایی را بگیرد. او سپس توانست کلاس چهارم متوسطه را نیز با موفقیت به اتمام برساند، اما در رشت، کلاس پنجم متوسطه وجود نداشت. در این میان اداره معارف گیلان هر سال، چند نفر از شاگردان ممتاز را انتخاب می کرد و آنها را راهی تهران می ساخت تا در آنجا پنجم متوسطه را نیز به اتمام برساند. هزینه ماهانه این انتخاب هر ماه 10 تومان بود و محمد جزء این افراد انتخاب شد. محمد، ابتدای ورود به تهران در مدرسه دارالفنون ثبت نام کرد و وارد کلاس پنجم متوسطه شد. یک سال تمام در غربت و تنهایی درس خواند. در این مدت، گاه و بیگاه خبرهایی از خانواده اش به او می رسید. درپایان سال تحصیلی، پدر بزرگ به دیدنش آمد ؛ مدتی در تهران ماند و بعد از پایان امتحانات، با هم به رشت برگشتند ؛ او به وضوح می دید پدر بزرگ، دیگر شور و حال سابق را ندارد. او ضعیف و مریض شده بود. بین راه چندین مرتبه حال پدر بزرگ بد شد. در رشت، تصمیم گرفتند برای بهبودی حال معین العلما مدتی او را به آستان اشرفیه بفرستند تا شاید با تغییر آب و هوا، وضعیت او مساعد تر گردد. سال تحصیلی شروع می شد و محمد، مجبور بود دوباره به تهران بازگردد. پدر بزرگ با همه ضعفی که داشت با زحمت خودش را برای بدرقه محمد رساند. دوری از پدر بزرگ در این حال و روز برای محمد بسیار تلخ بود. 6 ماه از سال تحصیلی نگذشته بود که نامه ای از عمویش رسید که خبری تلخ و ناگوار را برای محمد به همراه داشت ، پدر بزرگ فوت کرده بود و این برای محمد دردی جانکاه بود . محمد معین، سال 1310 دوره متوسطه را هم به اتمام رساند و سپس در رشته فلسفه و ادبیات مدرسه عالی دارالمعلمین تهران ثبت نام کرد. در این دوره باید 3 سال درس می خواند. او دانشجویی بسیار صبور، با حوصله و جدی بود. سال سوم آنقدر به زبان فرانسوی تسلط پیدا کرد که یک بار در حضور لرد بایرونشاعر معروف فرانسوی – سخنرانی کرد. این کار او باعث تعجب و تشویق فراوان همه استادان و دانشجویان شد. در سال 1313 رساله ای به زبان فرانسه ارائه داد و موفق به گرفتن لیسانس ادبیات و فلسفه با نمره ممتاز شد. در سال 1314 به خدمت سربازی فراخوانده شد و بعد از اتمام این دوره ، به عنوان دبیر یکی از دبیرستان های اهواز، به خوزستان رفت. محیط آرام اهواز باعث شد او با پشتکاری بی نظیر به تحقیق و تالیف بپردازد. رساله ای تحقیقی با عنوان "حافظ شیرین سخن" نوشت و "روان شناسی تربیتی" نوشته " علی الجارح " و " مصطفی امین" را از عربی به فارسی و «ایران از آغاز تا اسلام» نوشته پروفسور گریشمن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد. در این ایام، عده ای از باستان شناسان فرانسوی برای حفاری به شوش آمده بودند. محمد معین به دیدار آنها شتافت. برایش جالب بود که از نزدیک با کار آنها آشنا شود. سرپرست هیات فرانسوی به محمد معین گفت : « لهجه های محلی ایران کم کم دارند، مغلوب لهجه مرکزی می شوند. ممکن است مدتی طول نکشد که اثری از این لهجه ها باقی نماند » این حرف تاثیر عمیقی بر معین گذاشت و با خودش فکر کرد: « وظیفه ماست که یادگاری لهجه های محلی را حفظ کنیم... باید همه اصطلاحات ، لغات ، امثال و حکم فارسی را از همه جای ایران جمع آوری و تدوین کنیم » .محمد معین چند رساله دیگر مانند " گنجینه شوش" و " داستان هاروت و ماروت " را تالیف کرد. وزیر فرهنگ وقت، با مشاهده علایق فراوان معین، مقدمات انتقال او را به تهران فراهم کرد و در سال 1318 در سمت معاونت اداری دانشسرای مقدماتی و دبیری دانشسرای عالی به تهران منتقل شد. محمد معین پس از ورود به تهران در دوره دکترای زبان و ادبیات فارسی ثبت نام کرد. سال 1321 در میان خیل عظیم استادان و دانشجویان ، مراسم دفاع از رساله دکترای زبان و ادبیات فارسی با موضوع « مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی »  از سوی محمد معین انجام شد. استاد راهنمای او ملک الشعرای بهار بود . نتیجه جلسه این بود:   « رساله آقای محمد معین از هر حیث قابل تمجید و تحسین است و با قید "بسیار خوب" تصویب می شود و آقای محمد معین در زبان و ادبیات فارسی ، دکتر شناخته شد. به ایشان تبریک می گوییم...»  .دکتر معین در همین سال (1321) با دختر امیر جاهد، مدیر سالنامه پارس ازدواج کرد که ثمره ازدواج آنها 4 فرزند بود. آشنایی دکتر محمد معین با استاد علی اکبر دهخدا ، سرآغازی برای یک کار عظیم ادبی دیگر بود ، یعنی تدوین لغت نامه دهخدا. دکتر معین جایگاه ویژه ای نزد استاد دهخدا داشت به گونه ای که علامه دهخدا، در وصیت نامه اش نوشت : « به ورثه خود وصیت می کنم که تمام فیش های چاپ نشده لغت نامه را که ظاهراً بیش از یک میلیون است و از الف تا یاء نوشته شده... به عزیزترین دوست من، آقای دکتر معین بدهند که مثل سابق به چاپ برسد و این زحمتی جانکاه ، حداقل معادل نصف تالیف است » همکاری با علامه دهخدا ، علاقه شدیدی در دکتر معین ایجاد کرده بود که دست به تالیف فرهنگی جامع بزند که مانند دایره المعارفی بزرگ، نیاز افراد مختلف را بر طرف سازد. او شروع به فیش برداری کرد. از پیش هم حدود 300 هزار فیش تهیه کرده بود. دکتر معین برای تدوین فرهنگ فارسی نزدیک به 400 نفر از دانشجویانش را به کار دعوت کرد. سپس به جستجو در شیوه های مختلفی که در دنیا رواج داشت، پرداخت سرانجام با تلاش فراوان ، چاپ فرهنگ فارسی در سال 1342 شروع شد.چند سال بعد دکتر معین، پس از سال ها تلاش و کوشش و تحقیق، یک روز صبح در جلسه مدافعه یکی از دانشجویان دانشگاه تهران، ناگهان به کف اتاق افتاد و بیهوش شد. پزشکان پس از معاینه های فراوان متوجه ضایعه ای شدند که در مغز دکتر به وجود آمده بود. با وجود سعی و تلاش فراوان، هیچ بهبودی در حال او حاصل نشد. ماه ها در بیمارستان بستری شد، اما هیچ گونه واکنشی ناشی از بازگشت فعالیت ادراک، در او مشاهده نشد.سال ها گذشت، بی آن که دکتر معین بتواند هوشیاری اش را به دست بیاورد. آخرین گزارش از آخرین روزهای حیات استاد - «... در اتاق 314 بیمارستان فیروزگر، مردی خفته که 4 سال و پنج ماه است خاموشی گزیده و تنهایی اختیار کرده است... او دکتر معین، استاد دانشگاه تهران ، رئیس سازمان لغت نامه دهخدا و مولف کتب فراوان تحقیقی است... همیشه خاموش است و با چشمان درشتش نگاه می کند به همه کس، ولی نمی شناسد. چشمهایی که روزی خطوط مبهم کتاب ها را می جست، فقط نگاه است. نگاه سرد و بی روح، هیچ کس را نمی شناسد، نه همسر و نه فرزندانش را.به گفته همسرش : « محمد فقط پسر بزرگمان را می شناخت وقتی او را می دید، اشک از چشمانش سرازیر می شد، حرف نمی زد چون قادر به حرف زدن نبود.  » همسر مهربانش روزی چند بار به بیمارستان سرکشی می کرد و غذا ها و لوازم مورد احتیاج را به او می رساند. او همیشه به بهبودی معین امیدوار بود. ساعت ها کنار شوهرش می نشست و به او می نگریست ، به جسمی سرد و بی روح که زنش را نمی شناخت و فقط او را نگاه می کرد. ولی همسرش امیدوار، که معجزه ای رخ دهد: « من ایمان دارم... من شب های درازی را برای او دعا کرده ام. خداوند به من رحم خواهد کرد. من ایمان دارم که او خوب خواهد شد و به خانه اش باز خواهد گشت. اتاق کارش، یادداشت هایش، آنها همه فیشها و کتابها منتظر او هستند. او خوب خواهد شد و به همین اتاق باز خواهد گشت و پشت میز کارش خواهد نشست. او هنوز کارهای زیادی در پیش دارد که ناتمام مانده است.او کار دارد. خداوند او را شفا خواهد داد من ایمان دارم» اما... سرانجام در حالی که استاد از شدت بیماری وزنش به 17 کیلو رسیده بود، در نیمروز گرم سیزدهم تیر ماه 1350 دفتر حیاتش بسته شد.از مرحوم دکتر معین مقالات و کتاب های فراوانی، همراه با تصحیح متون ادبی با حاشیه نوسی و اضافات ، ترجمه کتاب از زبان های عربی و انگلیسی و زبانهای باستانی به جای مانده است. موضوع اغلب مقاله های دکتر معین، لغت و دستور زبان فارسی ، مباحث و مسائل ادبی ، تاریخ ادبیات و زبان ، تاریخ و فرهنگ ، کتاب شناسی ، فلسفه و ... است. از وی تالیف هایی بر جال مانده که عبارتند از : ۱. ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد (نثر و نظم) .۲. حافظ شیرین سخن، دو جلد.۳. یک قطعه شعر در پارسی باستان.۴. یوشت فریان و مرزبان نامه.۵. علامه محمد قزوینی، در سالنامه پارس و نیز مجله فرهنگستان چاپ شد.۶. شاهان کیانی و هخامنشی در آثار الباقیه.۷. ارداویرافنامه. ۸. روزشماری در ایران باستان و آثار آن در ادبیات پارسی.۹. پورداوود، ترجمه احوال و آثار.۱۰. مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی، با مقدمه مشروح به زبان فرانسه به قلم هانری کربن.۱۱. شماره هفت و هفت پیکر نظامی.۱۲. حکمت اشراق و فرهنگ ایران.۱۳. قاعده‌های جمع در زبان فارسی، شماره اول از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی.۱۴. اسم مصدر- حاصل مصدر، شماره دوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی.۱۵. امیر خسرو دهلوی.۱۶. برگزیده نثر فارسی، شماره اول (دوره‌های سامانیان، آل بویه).17.آیینه سکندر.۱۸. اضافه، بخش نخست، شماره سوم از سلسله انتشارات طرح دستور زبان فارسی.۱۹. هورقلیا.۲۰. لغات فارسی از ابن سینا.۲۱. برگزیده شعر فارسی، شماره اول (دوره‌های طاهریان، صفاریان، سامانیان و آل بویه).۲۲. نصیرالدین طوسی، زبان ادبیات پارسی.۲۳. دوره کامل فرهنگ فارسی، شامل لغات فارسی، لغات و ترکیبات عربی متداول در فارسی، لغات اروپایی که به تدریج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافیایی، در هفت هزار و نهصد صفحه و در شش مجلد.۲۴. فرهنگ دستور زبان فارسی، شامل مباحث دستوری. دکتر معین همچنین ویرایش کتاب های زیر را نیز بر عهده گرفت: ۱. دانشنامه علائی تألیف ابن‌سینا، بخش دوم، علم برین.۲. چهار مقاله تألیف نظامی عروضی سمرقندی، با شرح لغات و توضیح عبارات مشکل و نسخه بدلها.۳. مجموعه اشعار دهخدا. با مقدمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی.۴. جامع الحکمتین تألیف ناصر خسرو، به همراهی هانری کربن (فارسی- فرانسوی).۵. شرح قصیده ابوالهیثم، به همکاری هانری کربن (فارسی- فرانسوی).۶. برهان قاطع تألیف محمد حسین بن خلف تبریزی، دوره در چهار مجلد.۷. جوامع الحکایات تألیف سدید الدین محمد عوفی.۸. عبهر العاشقین تألیف روزبهان بقلی شیرازی، به همکاری هانری کربن (فارسی- فرانسوی).  دکتر معین در دوران زندگی پربار خود به ترجمه برخی کتاب ها نیز پرداخت :۱. روانشناسی تربیتی، ترجمه از «علم النفس و آثاره فی التربیه و التعلیم» (عربی)، تألیف علی الجارم و مصطفی امین.۲. کتیبه‌های پهلوی، ترجمه از انگلیسی، به قلم و. ب. هینگ.۳. خسرو کواتان و ریدک وی، ترجمه از پهلوی.4 .ایران، تألیف دکتر ر. گیرشمن (فرانسوی- انگلیسی).

شاهین سپنتا|| ٥:٤۸ ‎ق.ظ

یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦

بخش سوم

روزنگار تاریخی و فرهنگی تیرماه

پیمان سعد آباد : 17 تیرماه سال 1316 خورشیدی ، ميان ايران، تركيه، عراق و افغانستان يک پيمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد ( تجريش) امضاء شده بود به پيمان سعد آباد معروف شده است. وزيران امور خارجه افغانستان، تركيه و عراق براي اين منظور به تهران آمده بودند ( در آن زمان هنوز پاكستان تاسيس نشده بود كه وارد اين پيمان شود). رسانه هاي آلمان پس از آغاز جنگ جهاني دوم مدعي شدند كه اين پيمان طبق نقشه انگليسيها منعقد شده بود تا رضا شاه در اجراي انديشه «احياء ايران زمين»، با كمك گرفتن از آلمان و سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضميمه كردن افغانستان و شرق رود دجله به ايران بر نيايد. مورخان معاصر در تاليفات خود، نزديك شدن بعدي افغانستان به روسيه را يك نقشه لندن به منظور رهانيدن خود از كابوس وحدت ايران و افغانستان ذكر كرده اند. سياست هاي انگلستان در آسياي جنوبي عامل اصلي تجزيه ايران زمين و جدا شدن تدريجي افغانستان بود.

اعدام باب : 18 تیرماه 1129 خورشیدی ، سيد علي محمد شيرازي معروف به «باب» كه در زندان چهريق آذربايجان محبوس بود ، به تصميم ناصرالدين شاه كه تازه به سلطنت رسيده بود اعدام شد.  با او، يكي از مريدانش به نام ملا محمد علي نيز اعدام گرديد. سيد علي محمد شيرازي هنگام اعدام 31 ساله بود. از رفتار سلاطين قاجار چنين برمي آيد که جز نفع شخص خود در انديشه اموري ديگر نبودند و کوشش آنان اين بود که بر اريکه قدرت باقي بمانند!

کودتای نوژه : 18 تیر ماه سال 1359 خورشیدی طرحی که بعد ها به نام کودتای نوژه شناخته شد با شکست مواجه شد .در این طرح نظامی که با نام نجات قیام انقلاب بزرگ طراحی شده بود تنی چند از افسران ارتش شاهنشاهی ایران با تمرکز افسران نیروی هوایی برای بازگردانی شاپور بختیار به ایران و بر اندازی نظام اسلامی شرکت داشتند که با  لو رفتن آن بسیاری عوامل و دست اندرکاران این اقدام قبل از هر اقدامی با شکست مواجه شدند و اعدام شدند.ساختار سازمانی کودتای نوژه در ایران و پاریس پی ریزی شده و نیروهای مخالف داخلی و خارجی نیز جریان های سیاسی مخالف در داخل وخارج کشور شناسایی و یک هسته اطلاعاتی وسیع به منظور اجرای کودتا پی ریزی شد. کودتای نوژه توسط ستادی از پاریس به رهبری شاهپور بختیار هدایت می شد، این ستاد با هدف جذب سید کاظم شریعتمداری یکی از مراجع تقلید وقت، فعالیت می کرد.در دی ماه ۱۳۵۸، یکی از هواداران شاپور بختیار به نام مهندس قادسی (شهردار آبادان پس از کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲)، نمودار سازمانی را تهیه کرد و نام آن را نقاب گذاشت. نقاب متشکل از حروف اول نجات قیام انقلاب بزرگ بود. او در آبان ماه وارد ایران شد.پایگاه شاهرخی همدان به عنوان مبدا و محور عملیات انتخاب شد. این پایگاه به خاطر : دارا بودن هواپیما ، نزدیک بودن به تهران ، خارج از شهر قرار داشتن و وجود عناصر مستعد و قابل جذب برای کودتاچیان انتخاب شد. با شروع عملیات قرار بود ابتدا منطقه مسکونی جماران که منزل آیت اله روح‌الله خمینی نیز در آن منطقه بود، به صورت وسیع بمباران شود. پس از بمباران هوایی، صدا و سیما، ستاد نیروی زمینی ارتش، ستاد کل ارتش، پادگان حر، پادگان قیصر، پادگان جمشیدیه و زندان اوین باید توسط کماندوهای تیپ ۲۳ نوهد تسخیر می شدند.پس از این پیروزی با اعلام حکومت نظامی به مدت ۳ روز با ترفند ارعاب مردم فریب مردم از طریق تایید کودتا بوسیله روحانیون همراه با کودتا و باج دهی به مدافعین انقلاب قدرت توسط نظامیان قبضه مهار شود. این کودتا از لحاظ تجهیزات نظامی به کار گرفته شده در تاریخ کودتاهای جهان بی سابقه بود به طوری که سیا موفقیت آن را قطعی می دانست. امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده و خانه‌ای نیز برای انتقال سید کاظم شریعتمداری به تهران اجاره شده بود. سید کاظم شریعتمداری باید در این خانه مستقر می شد و بعنوان رهبر مذهبی کودتا آن را تایید می کرد.کلیه برنامه ها تا ۴۸ ساعت قبل از کودتا طبق برنامه پیش می رفت، اما شب قبل از حادثه یکی از خلبانانی که برای کودتا پیش بینی شده بود دچار تردید شده و پس از مشورت با مادرش شدت تردید‏‏ها و تشویق های او با مخالفت مادرش افزایش می یابد و سرانجام وی موفق به ملاقات با سید علی خامنه‌ای شده و اطلاعات موثر و کارا از کودتا را تا مقدار زیادی افشا می کند. همچنین یکی از درجه داران تیپ ۲۳ نوهد هم به ستاد مشترک مراجعه و جریانی مشابه را بازگو می کند. بلافاصله ستادی مرکب از واحدهای سپاه پاسداران، گروه مهندسی، انجمن اسلامی نیروی هوایی ارتش و تعدادی از پرسنل نیروی زمینی ارتش و عده‌ای از کماندو‌های تیپ ۲۳ نوهد به نام ستاد خنثی سازی کودتا تشکیل می شود. بلافاصله پس از بررسی اطلاعات، طرح حمله به پایگاه نوژه و پارک لاله که محل تجمع ۴۰ تن خلبانان کودتا بود، کشیده شد عملیات خنثی سازی کودتا با حضور نیروهای سپاه پاسداران و عده ای از کارکنان ارتش آغاز شد و پس از محاصره پایگاه نوژه، نیروها وارد عمل شدند و همه کودتاگران را دستگیر کردند. همه عوامل و رهبران این کودتا از جمله سرهنگ زادنادری، سرهنگ هادی ایزدی، سرهنگ ایرج خلف بیگی، تیمسار محققی، ستوان ناصر رکنی،سرهنگ داریوش جلالی، استوار عبدالعلی سلامت، استوار غلامحسین قایق ور، سرهنگ رحمت الله خلیفه سلطانی، سرگرد کوروش آذرتاش و... در دادگاه‌های انقلاب در سال ۱۳۵۹ محکوم به اعدام محکوم شده و تیرباران شدندسر انجام این کودتا در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۵۹ خنثی شد و آیت‌الله خمینی پس از عملیات خنثی سازی کودتا (۲۰ تیر ۱۳۵۹) در حسینیه جماران در سخنانی عنوان کرد: « ...توطئه ای که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند مردم آن را خفه می کردند.ما از این امور ترس نداریم. ما از قشرهای خودمان می ترسیم شما صنف روحانیت اگر چنانچه کارهایی خدا نخواسته انجام دهید که از چشم ملت نیفتد ولو در دراز مدت، آن روز است که دیگر فانتوم لازم نیست خود ملت شما را کنار می زنند و ملت هم بی هادی کاری نمی تواند انجام بدهد...من خوفم از این است که ما نتوانیم، روحانیت نتواند آن چیزی که بر عهده اوست صحیح انجام دهد... »

وقایع 18 تیر 78 : 18تیر ماه سال 1378خورشیدی پس از توقیف روزنامه سلام ، دانشجویان دانشگاه تهران در ادامه یک رشته حرکات اعتراضی در خوابگاه ، راهپیمایی آرامی در کوی امیرآباد انجام دادند. آن شب پس از آن که دانشجویان به خوابگاه برگشتند و برای خواب آماده شدند کمی پس از نیمه شب عده ای که مشخص نبود اعضای نیروهای انتظامی هستند یا شبه نظامی ، وارد خوابگاه شدند و در گیری خونینی بین آن ها و دانشجویان آغاز شد . صبح روز بعد مردم از جریان مطلع  شدند و به سوی کوی دانشگاه شتافتند. دانشجویان با تشکیل گروه های خودجوش امنیت محل را بر عهده گرفتند و گروه هایی از مردم و دانشجویان طی روز های بعد به تظاهرات در محل پرداختند.دانشجویان در امتحان های آخر ترم شرکت نکردند و به نشانه اعتراض در کوی متحصن شدند. آیت الله خامنه ای حمله به دانشگاه را تقبیح نمود و طی یک سخنرانی حمله به کوی دانشگاه را به ورود افراد به خانه دیگران تشبیه کرد. وی در جمع بسیجیان گفت: « حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید » . مسئولان اعلام کردند تنها کشته این جریانات عزت الله ابراهیم نژاد، مهمان ساکنان خوابگاه بوده است و هرگز معلوم نشد چه کسی دستور حمله به کوی را صادر کرده و دانشجویان کوی چه می خواستند بگویند؟ بعدها دادگاه تنها یکی از سربازان رده پایین نیروی انتظامی را به جرم سرقت یک عدد ریش تراش مجرم شناخت. 

بار دیگر مردم تبریز ترک های عثمانی را بیرون ریختند : 22 تیرماه برابر با  13ژوئيه سال 1534  میلادی، نيروهاي سليمان قانوني سلطان عثماني با استفاده از درگيري شاه طهماسب صفوي با ازبكان در شمال خاوري ايران و دشواري هايي كه با برادرانش داشت، در جريان لشكركشي تازه خود به ايران شهر تبريز را تصرف كردند و سپس متوجه شروان، سلطانيه و حتي گيلان شدند. اين بارهم مقاومت مردم قهرمان تبریز و حملات چريكي ميهن دوستانه آنان باعث بازگشت عثماني ها شد. اين عمليات 20 سال پس از جنگ چالدران روي داد كه ضمن آن لشکرکشي هم تبريز موقتا به دست عثماني ها افتاده بود كه اشغالگران بر اثر مقاومت مسلحانه آذری های دلاور و مقاومت منفي آن ها به ستوه آمدند و طولي نکشيد که بازگشتند. علت شکست ايران در هر دو تعرض عثماني، نداشتن اسلحه نوين (توپ و تفنگ) بود. سران صفويه در آن زمان بکار بردن توپ و تفنگ و کشتن افراد (حتي دشمن) را از راه دور خلاف آيين جوانمردي مي پنداشتند و با اين تفکر شمشير بلند هم حمل نمي کردند که بعدا شاه عباس اين رسم را به دور انداخت و به تجهيز ارتش با اسلحه آتشين روي آورد.  سلطان سليمان 31 دسامبر 1534 نيز موقتا بغداد را که در قلمرو ايران بود متصرف شد. سلطان سليمان پسر سلطان سليم بسال 1494 متولد و در سال 1566 درگذشت. وي که 21 سپتامبر 1520 بر جاي پدر نشسته بود يک سال بعد از آغاز سلطنت، بلگراد را تصرف کرده بود. 

تهران در دست آزادی خواهان : 24 تير ماه 1288 خورشیدی ، شهر تهران پس از يک روز جنگ خياباني به دست نيروهاي بختياري و گيلان افتاد و محمدعلي شاه قاجار در پي تصرف تهران به دست نيروهاي مخالف، با خانواده حود به ساختمان تابستاني سفارت روسيه در زرگنده قلهک پناهنده شد. وي قبلا در سلطنت آباد مستقر شده بود و با اين که هنوز پانصد قزاق و تعدادي توپ در اختيار داشت تصميم به تحصن در سفارتخانه خارجي گرفت. به تفسير برخي از مورخان، وي با تحصن در ساختمان سفارت روسيه، پناهنده شدن به بيگانه را بر مذاكره با سران مخالفان و پذيرفتن شرايط آنان ترجيح داد كه به عنوان تصميمي شرم آور ثبت شده است. هم زمان، ساير مقامات نزديک به او نيز به سفارتخانه ها پناه بردند. چون (ظاهرا!) سفارتخانه هاي روسيه و انگلستان براي همه متقاضيان تحصن جاي نداشتند به مقام هاي اضافي، هرکدام يک پرچم اين دولتين داده شد تا بر بالاي خانه هايشان نصب کنند که کسي متعرضشان نشود!!. سفيران روسيه و انگلستان سپس به طور جداگانه و با لحني متفاوت از سردار اسعد و سپهدار تنکابني فرماندهان نيروهاي فاتح تهران خواستند که به زد و خورد پايان دهند و مسئله را از راه مسالمت حل کنند!. فاتحان تهران خواستار تسليم سرهنگ لياخوف شدند که موافقت شد و لياخوف به فاتحان تهران مراجعه کرد و تامين خواست. دو روز بعد يک شوراي عالي 28 نفري تشکيل و همان روز محمد علي شاه را به دليل پناهنده شدن در خاک وطن به سفارتخانه خارجي، از سلطنت خلع و پسر 12 ساله او احمد ميرزا را به سلطنت برداشت و چون او هنوز طفل بود قرار شد که عضدالملک ايلخان قاجار نيابت سلطنت را بر عهده گيرد. احمد ميرزا در آن لحظه با پدرش در سفارت روسيه بود که از آنجا به کاخ سلطنتي انتقال يافت.

مرداویج همدان را آزاد کرد : 16 ژوئيه سال 931 ميلادي "مرداويز" قهرمان ملي ايرانيان كه براي احياء كشور مستقل ايران كمر همت بسته بود شهر همدان را از عوامل خليفه عباسي پس گرفت . همدان كه از آن به عنوان نخستين پايتخت ايران در هزاره اول پيش از ميلاد نام برده مي شود در سال 642 ميلادي (سال شكست ارتش ايران از اعراب مسلمان در نهاوند)، سقوط كرده بود. مردآويز حکمران شمال ايران ، سپس كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پايتخت ايران اعلام كرد و نخستين جشن شکوهمند سده پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانيان را در بهمن ماه در سال 933 ميلادي در آن شهر برگزار كرد و قصد حمله به بغداد و پايان دادن به خلافت عباسيان را داشت كه به دست کارکنان غير ايراني اش كشته شد.  

زادروز شاه اسماعیل : 17 ژوئيه 1487 میلادی زادروز شاه اسماعيل صفوي است .او در سال 1501 ميلادي پس از پيروزي بر تركمانان آق قويونلو به قدرت رسيد و  سپس به تمركز امور در پايتخت و كوتاه كردن دست حاكمان محلي دست زد . او با سركوب كردن گردنكشان داخلي و نيز ازبكان در خراسان و تصرف عراق شرقي ( شرق دجله ) دولت مرکزي نيرومندي در ايران زمين به وجود آورد.

دکتر مصدق در کنار مردم : 27 تیر ماه سال 1330 خورشیدی ، دکتر مصدق نخست وزیر ، سرلشگر بقایی رئیس شهربانی را که در گردهمایی اعتراضی 23 تیر ماه کارگران دستور گشودن آتش به روی آن ها را صادر کرده بود ، از کار برکنار نمود و مورد پیگرد قانونی قرار داد. بقایی دستور شلیک را از شاه گرفته بود.

 

اعلام پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت به مثابه نوشیدن جام زهر :  27 تیرماه سال 1376 خورشیدی پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی جمهوری اسلامی به طور رسمی اعلام شد. پس از تحمیل جنگ از سوی عراق به ایران رفته رفته این اندیشه در ذهن دولتمردان جمهوری اسلامی شکل گرفت که این نه یک جنگ معمولی بین دو دولت بلكه « جنگی سرنوشت ساز بین جهان كفر با جهان اسلام » است كه باید تا « پیروزی قاطع جبهه اسلام و تسلیم استكبار جهانی و رفع فتنه از عالم » تداوم یابد. بر این اساس آیت اله روح اله خمینی به صورت مرتب بر تداوم جنگ تا تأمین اهداف نظام اسلامی تأكید داشت و می گفت : « اگر این جنگ بیست سال هم طول بكشد ما همچنان ایستاده ایم» . از سویی در ماه های آخر جنگ، در یک رویارویی آشکار با نظام اسلامی حمایت جهانی از عراق به اوج رسید و از سوی دیگر تحریم های همه جانبه و شدید بین المللی، فشارهای بسیار زیادی در زمینه اقتصادی، نظامی و ... بر مردم ستم دیده ایران وارد ساخت.در چنین شرایطی آیت اله خمینی مصلحت نظام اسلامی را در پذیرش قطعنامه 598 و قبول آتش بس دید و از آن همه آرمان ها و اهداف كلان و بلند مدتی كه از تداوم جنگ انتظار می رفت چشم پوشی نمود و لذا در پیام خود در مورد پذیرش قطعنامه آورد : «... قبول این مسأله برای من از زهر كشنده تر است ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم ، در شرایط كنونی آنچه موجب این امر شد، تكلیف الهی ام بود. شما می دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله كرده ام». سال ها بعد و در سال 1385 دفتر هاشمی رفسنجانی متن کامل نامه آیت اله خمینی را که در تاریخ 25 تیر ماه 1376 نوشته شد ، منتشر نمود که در آن به برخی از دلایل اصلی پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ از سوی جمهوری اسلامی اشاره شده بود . در بخشی از این نامه آمده بود : « ... حال که مسئولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحا اعتراف می کنند که ارتش اسلامی به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی دانند و با قاطعیت می گویند که یک دهم سلاح هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده اند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ، به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره می شود.فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم؛ ممکن است در صورت داشتن وسایلی که در طول پنج سال به دست می آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300 هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های [مختلف] که از ضرورت های جنگ در آن موقع است داشته باشیم، می توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند. او آورده است البته آمریکا راهم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهم ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است که بعید به نظر می رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد خود عمل کنند؛ البته با ذکر این مطالب می گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده اند، مسئولین جنگ می گویند تنها سلاح هایی را که در شکست های اخیر از دست داده ایم، به اندازه تمام بودجه است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.مسئولین سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشیم خرج می کنیم. .. ».

شاهین سپنتا|| ٥:٤٥ ‎ق.ظ

یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦

بخش چهارم

روزنگار تاریخی و فرهنگی تیرماه  

« یکی بود ، یکی نبود » منتشر شد : 28 تیر ماه  برابر با 19 ژوئيه 1921 میلادی را تاريخ انتشار داستان « يكي بود، يكي نبود»  نوشته محمدعلي جمال زاده در برلين ذكر كرده اند كه چندين ماه بعد نخستين نسخه آن به تهران رسيد. اين دومين کتاب داستان اين نويسنده بود كه به پدر داستان كوتاه نويسي ايران معاصر معروف شده است. جمال زاده كه نهم نوامبر سال 1997 در 92 سالگي در ژنو درگذشت نخستين داستان خود تحت عنوان «گنج شايگان» را در سال 1917 منتشر ساخته بود. وي كه در اصفهان به دنيا آمده و بيشتر ايام عمر را در خارج از ايران بسر برده بود بعدا داستان هاي متعدد نوشت از جمله تلخ و شيرين، كهنه و نو، آسمان و ريسمان و بالاخره داستان «قصه ما به پايان رسيد». سبك او مشابهت زياد به «ديكنز» داشت. تحولات اجتماعي ـ اقتصادي زمينه ساز داستان هاي جمال زاده بود كه همسر آلماني داشت و عمدتا در اروپا بسر مي برد. وي بر زبان هاي فرانسه، آلماني و عربي مسلط بود. جمال زاده در جواني روزنامه نگار بود و در بغداد روزنامه رستاخيز را منتشر مي كرد و در آلمان از همكاران تحريري نشريه كاوه بود. وي مخصوصا در دوران جواني شور میهن گرایی داشت.

درگذشت دکتر فریبرز امینی : 28 تیرماه 1383 خورشیدی ، دكتر فريبرز اميني استاد روان پزشكي دانشگاه كاليفرنيا و رئيس يک انستيو در سانفرانسيسكو و كاشف « تداوم رابطه ذهني با خاطرات كودكي » و صاحب فرضيه « ريشه محبت و علاقه مندي، وفاداري ناشي از آن و بقاء حس دوست داشتن » درسانفرانسيسكو بر اثر حمله قلبي درگذشت. وي در تهران به دنيا آمده بود.

ناآرامی در تهران : 29 تير ماه 1331 خورشیدی ،  تهران و بسياري از شهرهاي ايران به حالت نيمه تعطيل درآمده بود. اين وضعيت از چهار روز پيش از اين، از لحظه اي كه اعلام شده بود دكتر مصدق به علت پذيرفته نشدن پيشنهادهايش از سوي شاه كناره گيري كرده و استعفاي او از نخست وزيري پذيرفته شده است به چشم مي خورد. مردم خشمگين و آماده خیزش بودند. دكتر مصدق كه از شانزدهم تير ماه با مجلس سنا درگيري پيدا كرده بود 25 تير ماه از شاه خواسته بود كه علاوه بر تصدي نخست وزيري، وزير جنگ هم باشد كه شاه نپذيرفته بود. همان روز دكتر مصدق استعفانامه خود را براي شاه فرستاد و در آن تاكيد کرد كه چون پيشنهادهاي منطقي و اصولي او كه اجرايشان براي پيروزي مبارزات مردم ايران لازم است، مورد قبول شاه قرار نگرفته است و احساس مي كند كه شاه به وي اعتماد ندارد و با اين وضعيت ادامه خدمت موفقيت آميز به وطن ممكن نيست، لذا كناره گيري خود را تسليم مي كند. شاه استعفاي دکتر مصدق را همان روز پذيرفت و احمد قوام (قوام السطنه) را مامور تشكيل كابينه كرد . روز بعد، قوام السطنه دست به انتشار اعلاميه تهديد آمیزو بی سابقه خودبا عنوان " كشتي بان را سياستي دگر آمد " زد و بر خشم مردم افزود و سيل تلگرام به حمايت از دكتر مصدق از سراسر ايران به تهران روانه شد. همان روز 28 تن از نمايندگان مجلس هم اعلام كردند كه بدون حضور دكتر مصدق براي ادامه نهضت ملي با فردي ديگر همكاري نخواهند كرد و كشور متشنج شد.  از سویی قوام با يك اشتباه سياسي ديگر كه درخواست انحلال مجلس از شاه بود بر دامنه تشنج افزود. بازار تعطيل شد و همه جا تظاهرات به راه افتاد و جبهه ملي روز سي ام تير را تعطيل عمومي اعلام كرد.  در پي اين تصميم جبهه ملي تظاهرات عمومي وسيعي به راه افتاد، از همه جا صداي حمايت از دكتر مصدق بلند بود و درگيري هاي خشونت آميزي روي داد كه به كشته شدن عده اي منجر شد.

درگذشت استاد همایی : 29 تیر ماه 1359 خورشیدی جلال الدین همایی محقق ، شاعر و نویسنده درگذشت. او در 13 دی ماه سال 1278 خورشیدی دریکی از محله هاي جنوب شرقي اصفهان دیده به جهان گشود.اجداد او همه شیرازی بودند. استاد همایی فرزند ابوالقاسم و نواده همای شیرازی بود . او از 5 سالگي درس خواندن را آغاز كرد. در اين سن اندك، پدر و مادر او را تشويق مي كردند. درسي را كه پدر مي داد، مادر براي فراگيري بيشتر تكرار مي كرد. جلال الدين نزد مادر، خواندن قرآن، گلستان و غزليات حافظ را فرا گرفت. مادر از كوچك ترين فرصتي براي آموزش فرزندش استفاده مي كرد. او آموزش هاي مقدماتي را در منزل به فرزندش آموخت و پس از آن، جلال الدين به مكتب خانه رفت. در مكتب خانه، نزد بانويي پرهيزگار به نام ملا باجی به مطالعه اصول و فروع دين و عم جزء پرداخت. ملا باجی، زني عابد و صالح و خداپرست بود كه « نبات بيگم » نام داشت و به ملا باجی مشهور بود. او از بعضي خانواده هاي محله، چند دختر و پسر را به شاگردي مي پذيرفت. گيسواني سفيد و رويي نوراني و روحاني داشت و با محبت فراوان آن چه را که می دانست به شاگردانش مي آموخت. جلال الدين اين دروس را قبلاً در خانه از مادر آموخته بود، اما ملاباجي آن را تكميل كرد. در مدت كوتاهي كه جلال الدين در مكتب خانه ملاباجي عم جزء را تمام كرد، مادر جلال الدين شخصاً به مكتب رفت و يك كلاه قند شهري و يك دست لباس زنانه، شامل پيراهن و چارقد و شلوار و چادر نماز و كفش با بشقابي نقل بادام به ملا باجي هديه كرد. جلال الدين 6، 7 ساله بود كه به مكتب ميرزا عبدالغفار رفت. هوش و استعداد او در تعليم، چنان بود كه همان روز اول، تحسين استاد را برانگيخت. روز اول، ميرزا عبدالغفار، ديوان حافظ را باز كرد و جلال الدين همان طور كه در خانه نزد پدر و مادر آموخته بود، آن را صحيح و كامل با صداي رسا خواند. استاد، جلال الدين را تحسين كرد. بعد عيالش را صدا زد و از او خواست اسپند بياورد. اسپند آوردند و آتش زدند و بعد به پدر جلال الدين پيغام فرستاد كه قدر اين كودك را بدانيد. وی فنون شعری را نزد عمویش فرا گرفت . سال 1326، پدر جلال الدين او را همراه برادر بزرگترش به مدرسه قدسيه فرستاد. جلال الدين در اين مدرسه شروع به فراگيري علوم مختلف كرد. در همين ايام، به سفارش پدر، اشعار الفيه ابن مالك را از بر كرد. سپس حساب و هندسه جديد را با اندكي از تاريخ و جغرافيا در آن مدرسه فرا گرفت. در اين ايام، تنها به درس هاي مدرسه اكتفا نمي كرد. بلكه شب ها نيز نزد پدر، شاهنامه و كليات سعدي و منتخب قاآني و غزليات محمد خان دشتي را فرا مي گرفت. در اين ايام، دقيقه اي از وقت جلال الدين صرف كار ديگري غير از مطالعه نمي شد. بامدادان، پياده، نان و پنير خورده، نخورده راهي مدرسه مي شد و عصر نيز وقتي به خانه باز مي گشت، آماده درس پدر مي شد که تا اواسط شب ادامه مي يافت. از همان اوايل، پدر، او را به آموزش خط واداشت. پدر مي دانست جلال الدين علاقه شديدي به تحصيل در مدرسه نيماورد دارد. اين بود كه اواخر سال 1328 او و برادر بزرگترش را به مدرسه نيماورد برد. متأسفانه در ميان 60 حجره مدرسه، یک حجره تنگ و تاريك نصيب جلال الدين شد. جلال الدين، 20 سال در مدرسه نيماورد مشغول تحصيل شد و پس از آن، تدريس را به عهده گرفت. 3 سال اول، به توصيه پدر، شبها به خانه مي آمدند، تا نزد او به تحصيل بپردازند. جلال الدين در سن 12 سالگي، پدر را از دست داد. حالا جز مشتي كتاب از پدر، چيزي برايش باقي نمانده بود. در اين ايام، تنها راه امرار معاش جلال الدين، كتابت بود. در ازاي هز هزار سطر كتابت، يك تومان به او اجرت مي دادند و او نيز با همين يك تومان، يك ماه گذران مي كرد. جلال الدين در اين مدت با رشته هاي مختلف علوم عقلي و نقلي آشنا شد و با وجود فقر مالي بسيار شديد، به كسب مدارج علمي نايل آمد. استاد جلال الدين همايي، هم در مدارس قديم و هم در مدارس جديد و دانشگاه تدريس كرد. او سال 1310 به تهران منتقل شد و در دبيرستان دارالفنون به تدريس پرداخت. از شاگردان استاد در اين دوره عبارتند از: دكتر ذبيح الله صفا، دكتر حسين خطيبي و دكتر اكبر شهابي. بعد از اين دوره استاد به دانشگاه تهران راه يافت و مشغول تدريس فقه و بعد دروس ادبي دوره فوق ليسانس و دكترا مثل صناعات ادبي و شد. استاد همايي، همواره شيفته دانش اندوزي بود و تا پايان عمر به اين كار ادامه داد. استاد 45 سال به طور رسمي درس داد و بالاخره در سال 1345 از دانشگاه بازنشسته شد. استاد همایی در فقه و اصول تا حد درجه اجتهاد پیش رفت و در فلسفه و علوم ، ریاضیات قدیم و عرفان نیز استاد بود . استاد همایی از اعضا پیوسته فرهنگستان ایران بود . گذشته ازشان والای مرحوم همایی در علوم متداول ، استاد در علوم باطنی و خودسازی و تواضع و تقوا و اکتفا به زندگی ساده ، فردی نمونه بود . مهم ترین تالیف استاد همایی " تاریخ اصفهان " در ده جلد است و از دیگر آثارش می توان به موارد زیر اشاره نمود : " غزالی نامه" ، " مصباح الهدایه " در عرفان و تصوف ، " معانی بیان" در ادب فارسی ، " تاریخ ادبیات ایران " ( در پنج جلد )، " شرح احوال شعرای اصفهان قرن 13 تا 15 " ، " صناعات ادبی " ،" التفهیم ( بیرونی ) " ، " نصیحه الملوک " و یک دوره فلسفه . 

خیزش 30 تیر : سي ام تير سال 1331 خورشیدی ، پس از پنج روز تظاهرات خونين و پر تلفات در تهران و پاره اي از شهرهاي ديگر، شاه مجبور شد كه شرايط دكتر محمد مصدق را بپذيرد و از او بخواهد كه بار ديگر رياست دولت را بر عهده گيرد.  دكتر مصدق به عنوان اعتراض به مداخلات شاه در امور اجرايي، از رياست دولت كناره گيري كرده بود و شاه احمد قوام را مامور تشكيل كابينه ساخته بود كه مردم به پشتيباني از دكتر مصدق به خيابان ها ريختند و تا بازگرداندن وي به رياست دولت از پاي نشستند. دكتر مصدق تاكيد داشت كه نظام حكومتي ايران مشروطه پارلماني است و شاه قانونا حق مداخله در امور اجرايي ( دولت ) را ندارد، زيرا كه رئيس دولت منتخب مجلس ( نمايندگان ملت ) است.  مردم در تهران و چند شهر ديگر از جمله كرمان، شيراز، اصفهان، كرمانشاه و ... از بامداد سي ام تير ماه 1331 خورشیدی مانند روزهاي ديگر در حمايت از دكتر مصدق به خيابان ها ريخته بودند كه از ساعت 9 بامداد تظاهرات در منطقه بازار تهران و خيابان ناصرخسرو شدت بيشتري به خود گرفت. اندكي بعد گروه هاي ديگري از مردم كه در ميدان توپخانه، خيابان اكباتان، ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد ( حد فاصل ميدان بهارستان تا ميدان مخبرالدوله ) گرد آمده بودند بر شدت تظاهرات افزودند . در اين ميان خبر رسيد كه از كرمانشاه كفن پوشان عازم تهران شده اند.  ساعت ده بامداد از مقابل دانشگاه تهران كه آن زمان در حاشيه شهر بود، هزاران تن ديگر دست به راهپيمایی زده ، فرياد « يا مرگ يا مصدق » سر داده و به سوي ميدان فردوسي به حركت در آمده بودند و به همين گونه از ميدان فوزيه و نقاط ديگر شهر كه سربازان و تان كها وارد عمل شدند و مردم را به گلوله بستند . شدت عمل نظاميان درميدان بهارستان و خيابان هاي اطراف آن بيشتر بود. با وجود اين، مردم در نيمروز بر شدت تظاهرات خود افزودند و شاه كه خود را در خطر ديد تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد. در مجلس هم هنگام اخذ راي اعتماد مجدد به دكتر مصدق، تنها سه نماينده راي موافق ندادند. دكتر مصدق « سي ام تير» را در تاريخ مبارزات، روزي فراموش نشدني خواند، كه مردم ايران يكدل و يک زبان بر ضد توطئه و تحريكات خارجي بپاخاستند و پيروز شدند. این وجود چرچيل نخست وزير وقت انگلستان و شاه از مخالفت و توطئه دست بر نداشتند, زيرا که شكست شاه در واقعه سي ام تير، شكست بزرگتري براي انگلستان بود كه ملي شدن صنعت نفت ايران و خلع يد از آن دولت، پايه هاي امپراتوري اش را به لرزه درآورده بود. تا اين كه يك سال و 28 روز بعد با كودتاي 28 امرداد درسال 1332خورشيدي به حكومت دكتر مصدق پايان دادند.چرچيل و دولت او با كوشش زياد ، دولت آمريكا ( ژنرال آيزنهاور ) را كه تازه روي كار آمده بود در اين براندازي با خود همدست كرد.چرچيل براي اين منظور به ديدار آيزنهاور به واشنگتن رفته بود. ترومن رئيس جمهوري قبلي آمريكا كه دولت مصدق را منتخب مردم مي دانست ، براي براندازي او تسليم فشار چرچيل نشده بود. نتايج براندازي 28 امرداد در ديدار سران آمريكا ، انگلستان و فرانسه دردسامبر همين سال در « كنفرانس برمودا» مطرح و بررسي همه جانبه شد.

دیگر رویداد های تیر ماه : 2 تیر 1306خورشیدی استفاده اجباری از کلاه یک لبه جدید پهلوی اعلام شد اما در 28 خورداد 1314 خورشیدی کلاه بین المللی « شاپو » جایگزین این کلاه شد / دوم تیر ماه 1328 خورشیدی دکتر علی اصغر مودب نفیسی استاد مدرسه طب دارالفنون و نخستین وزیر بهداری ایران درگذشت / 3 تیرماه سال 416 خورشیدی را برخی منابع روز درگذشت ابوعلی سینا، فیلسوف و حکیم و پزشک و ریاضیدان و ستاره شناس برجسته ایرانی، پزشک نوح بن منصور سامانی، وزیر شمس الدوله دیلمی دانسته اند. او معاصر محمود و مسعود غزنوی و شمس المعالی قابوس بن وشمگیر و نویسنده بیش از 100 جلد کتاب، از جمله: شفا (در زمینه منطق)، قانون (در زمینه طب)، اشارات، النجاة و دانشنامه علایی است ./ 4 تیر 1325خورشیدی نخستین کنگره نویسندگان ایران، با شرکت ادیبان و محققانی چون ملک الشعرای بهار ، علی اکبر دهخدا ، بدیع الزمان فروزانفر علی اصغر حکمت ، دکتر علی شایگان ، خانم مهکامه کاظمی ، صادق هدایت و دیگران برگزار شد ./ 10 تیرماه سال 1324 خورشیدی نخستین کنگره پزشکی ایران با شرکت سیزده کشور در تهران تشکیل شد./ 23 تیر ماه 1323 خورشیدی اعتبارنامه جعفر پیشه وری مدیر روزنامه آژیر در مجلس چهاردهم رد شد./ 25 تیر ماه 1323 خورشیدی لایحه قانون کار و تعیین وظایف کارگر و کارفرما به مجلس تسلیم شد./ 28 تیر ماه سال 1339 خورشیدی فرستنده 100 کیلوواتی موج متوسط رادیو تهران آغاز به کار کرد و برنامه رادیو 24 ساعته شد./

--------------------------------------------------------

توضیح : آن چه در بالا خواندید به هیچ روی همه رویداد های تاریخی و فرهنگی تیر ماه نیست بلکه با توجه به امکانات و شرایط سیاسی و فرهنگی فعلی ، تنها برخی از مهم ترین رویداد ها از دید نگارنده و گردآورنده ( شاهین سپنتا ) بازنویسی شده اند  و احتمال بازنویسی و بازنگری آن نیز بر پایه بررسی دیدگاه های درست خوانندگان و پژوهش های آینده ممکن خواهد بود . برای بازنویسی روزشمار تاریخی و فرهنگی تیر ماه از تارنمای «  تقویم تاریخ »  و تارنمای « تاریخ ایران در  این روز »  به نشانی (www.iranianshistoryonthisday.com ) ، کتاب « روز شمار تاریخ ایران » از دکتر باقر عاقلی ، کتاب « نادره کاران » از ایرج افشار ، دانشنامه اینترنتی ویکی پدیا ، شبکه پیام نما ، تارنگار « روزنگار » ، تارنمای خبرگزاری مهر و نوشتارهای پیشین تارنمای « ایران نامه » بهره گرفته شده است . هرگونه بهره برداری از نوشتارهای این روزنگار ، آزاد است و نگارنده از آن خرسند است .

شاهین سپنتا|| ٥:٤٢ ‎ق.ظ

جمعه ۸ تیر ،۱۳۸٦

 

در یاد روز آرش

بابد ستود کارش

ایران بپاست اکنون

یزدان نگاهدارش 

یاران به یاد آرش

باید برفت راهش

تیر است حق دشمن

مهر است تیر آرش 

در خشکسال میهن

باران مهر میهن

برکشتزار دل ها

بارد به راه میهن

فردا که رست میهن

از دست کین دشمن

جشنی بپابسازیم

در تیرگان میهن

                               شاهین سپنتا

شاهین سپنتا|| ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ

پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦

گزارش ویژه

 

نماینده زرتشتیان ایران یادآوری کرد :

بندهای فراموش شده قانون تغییر تقویم ایران

 

شاهین سپنتا : کوروش نیکنام نماینده زرتشتیان ایران در مجلس ، خواستار توجه نهادهای رسمی و رسانه های همگانی به بند های فراموش شده قانون تغییر تقویم مصوب سال 1304شد.

پس از تذکر موبد دکتر کوروش نیکنام نماینده زرتشتیان ایران در مجلس ، در تاریخ 22/ 4 / 1384 درباره بازنگری و اصلاح  واژه « امرداد » در سالنماهای رسمی ایران ، وی اخیرا ضمن ارائه یک برگ تصویر ابلاغ نامه قانون تبدیل بروج به ماه های فارسی که در سال 1304 هجری خورشیدی در مجلس تصویب شده و سپس از سوی وزارت داخله ابلاغ شده و در آرشیو سازمان اسناد ملی نگهداری می شود و با استناد به آن ، در نامه ای به تاریخ دوم تیرماه خطاب به وزارت فرهنگ و ارشاد ، کمسیون فرهنگی مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی یاد آور شده است که بر بنیان قانون مصوب مجلس پنجم شورای ملی به تاریخ یازدهم فروردین ماه سال 1304 هجری خورشیدی در مورد تقویم رسمی کشور که از همان سال همه نهاد های دولتی و غیر دولتی به اجرای آن ملزم شدند ، مطابق بند « د » در خصوص « اسامی و عده ایام ماه ها » ، تصریح شده است که پنجمین ماه سال در تقویم هجری خورشیدی « اَمرداد » نام دارد و دارای 31 روز می باشد. بر این پایه نگارش نام پنجمین ماه سال به صورت « مُرداد » به جای « اَمرداد » در سالنامه های رسمی که در کشور چاپ می شود علاوه بر این که از نظر املایی و معنایی نادرست است ، رویه ای بر خلاف قانون محسوب می شود . وی در ادامه خواستار اصلاح این شیوه غیر قانونی و نادرست در سالنامه های رسمی کشور و رسانه های گروهی شده است.

نماینده زرتشتیان ایران در مجلس در بخش دیگری از نامه خود همچنین یادآورشده است که برابر ماده دوم همان قانون مصوب 1304 هجری خورشیدی ، تصریح شده است : « ترتیب سالشماری ختا و اُیغورکه در تقویم های سابق معمول بوده از تاریخ تصویب این قانون منسوخ خواهد بود ».وی در ادامه افزوده است:  بر همگان آشکار است که تقویم مغولی یا « ختایی – اُیغوری » پس از تجاوز مغولان به خاک ایران متداول شد و یکی از خصوصیات آن تقویم این بود که دارای دوره های دوازده ساله حیوانی است به این صورت که با ترتیب ثابت ، هر سال نام یکی از حیوانات را به شرح زیر به خود می گیرد : « موش ، گاو ، پلنگ ( ببر) ، خرگوش ( گربه ) ، نهنگ ( اژدها ) ، مار ، اسب ، گوسفند ( بز) ، میمون ، مرغ ( خروس یا جوجه ) ، سگ و خوک » و برپایه این شیوه امسال ( 1386 ) سال خوک می باشد. لذا با توجه به این که مطابق قانون مصوب 1304 هجری خورشیدی به کارگیری ترتیب سالشماری « ختا و آُیغور » منع شده است به نظر می رسد که استفاده از نام های دوازده گانه حیوانات متداول در تقویم مغولی نیز برای دوره های دوازده گانه سال های هجری خورشیدی و انتشار آن در سالنامه ها و رسانه های گروهی علاوه بر این که یادآور رویداد های تلخ دوران سلطه مغول برخاک پهناور ایران است ، وصله ای ناجور و غیرقانونی به گاهشماری ایرانی به شمار می رود  ، به ویژه آن که با بن مایه های فرهنگ ایرانی نیز همخوانی ندارد و تنها بازار کار فروشندگان کتاب های طالع بینی را گرم کرده است.از این روی شایسته است که با توجه به زیر ساخت های فرهنگ کهنِ ایران زمین ، نسبت به لغو این رویه غیر قانونی در نشریات و رسانه های گروهی و سالنمای رسمی کشور ، پیگیری و اقدام لازم صورت پذیرد./.

 

شاهین سپنتا|| ۸:۳۸ ‎ب.ظ

پنجشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٦

بخش یکم

روزنگار تاریخی و فرهنگی خورداد ماه

Photo Sharing and Video Hosting at Photobucket

در فرهنگ ایران از میان گل های زیبا ، گل سوسن نماد خورداد  و جشن خوردادگان است.

 

روز جهانی تنوع زیستی ( زی گونگی ) : یکم خوردادماه برابر با 2  ماه می هر سال ، برپایه بیانیه سازمان ملل متحد در سال 1992 به نام « روز جهانی تنوع زیستی » نامیده می شود . اصطلاح « تنوع زیستی » یا « زی گونگی » یا «Biodiversity  » از حدود اوایل دهه 1990 وارد ادبیات مباحث محیط زیستی گردید. مطابق تعریف توافق شده بین المللی، تنوع زیستی عبارت است از : « گوناگونی میان سازواره ها یا ارگانیسم های زنده که از تمامی منابع نظیر اکوسیستم های خشکی، دریایی، آبی و نیز مجموعه های اکولوژیکی منشأ می گیرند. این مفهوم شامل تنوع در داخل گونه ها( ژن ها ) ، بین گونه ها و اکوسیستم ها ( زیست بوم ها ) می شود. » . به موازات نابودی فزاینده زیستگاه ها، تجارت بین المللی نیز از طریق غارت و استفاده مفرط از گونه های گیاهی و جانوری؛ تهدیدی جدی برای تداوم حیات گیاهی و جانوری به شمار می آید. به منظور کنترل این شیوه از تجارت، در سال 1973 این مسأله طی کنفرانسی در واشینگتن به بحث گذاشته شد و CITES یا همان موافقتنامه واشینگتن مورد قبول شرکت کننندگان قرار گرفت. سایتس به عنوان ابزاری قانونی در کلیه 150 کشور امضاء کننده دارای اعتبار است.  سایتس تحت نظارت دستگاههای نظارت ملی و نهادهای علمی و تجارت گونه های گیاهی و جانوری توسط مقررات واردات و صادرات زیر نظر قرار می گیرد.در حال حاضر برای کنترل تجارت حیات وحش 3 طبقه بندی ( پیوست ) وجود دارد. در پیوست 1، گونه هایی فهرست شده اند که به شدت در معرض خطر نابودی قرار دارند. تجارت بین المللی این گونه ها به طور کلی ممنوع است. در این طبقه بندی 800 گونه تحت حفاظت قرار دارند. در پیوست 2،  گونه هایی فهرست شده اند که مستقیماً در معرض خطر قرار ندارند، ولی در صورتی که تجارت آنها بی محابا تداوم یابد؛ می توانند در معرض خطر قرار گیرند. تقریباً 29000 گونه در این گروه جای دارند. پیوست 3، شامل گونه هایی است که تجارت آن به تقاضای کشوری که گونه مورد نظر آن انتشار دارد و خطر تنها در کشور مذکور گونه را تهدید می نماید، ممنوع شده است. بیش از 200 گونه در این فهرست به ثبت رسیده است.دو نهاد مهم یکی دبیرخانه مستقر در ژنو و دیگری کنفرانس کشورهای عضو، دراین ارتباط وجود دارند. WWF ( اتحادیه جهانی حیات وحش) و IUCN ( اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت) از سال 1976 به منظور حمایت از اهداف سایتس، برنامه مشترک TRAFFIC را تدارک دیدند. ترافیک به حل و بحث مساله جهانی تجارت گونه های گیاهی و جانوری غیر اهلی پرداخته و بر آن نظارت می نماید. موجودیت انسان به عنوان جزئی از طبیعت، به زندگی گیاهان و جانوران که در زندگی بر روی زمین با او سهیم گردیده اند، وابسته است. هر چه تنوع زیستی بیشتر باشد، به همان نسبت ظرفیت بیشتری از منابع طبیعی در اختیار انسان قرار می گیرد. حتی دانشمندان نیز نمی توانند با تقریبی قابل قبول اعلام نمایند چه تعدادی گونه های گیاهی و جانوری بر روی کره زمین زندگی می کنند. بر آوردها بین 5 تا 80 میلیون گونه در نوسان است که از این میان تنها 1/4 میلیون شناسایی و طبقه بندی گردیده اند. در تاریخ تکامل زمین کثرت نابودی گونه های گیاهی و جانوری هرگز به شدت 100 سال اخیر نبوده است و متأسفانه این روند همچنان ادامه دارد.

حماسه خرمشهر :  سوم خوردادماه روز آزادسازی خرمشهر است . صدام حسین ، دیکتاتور پیشین حاکم بر عراق ، چند روز پیش از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران ، قرار داد 1975 الجزایر را در برابر دیدگان صد ها خبرنگار پاره نمود و پس از آن با هدف تجزیه ایران عزیز و چسباندن بخش هایی از آن به خاک عراق ، با حمایت برخی کشورها جنگی طولانی و فرساینده را به دو ملت ایران و عراق تحمیل نمود.ولی سر انجام پس از هشت سال دفاع مقدس از میهن، ضمن این که عراق از سوی سازمان ملل به عنوان آغاز گر جنگ و صدام به عنوان جنایت کار جنگی شناخته شد ، متجاوزین عراقی از ایران بیرون رانده شدند و ایرانیان پیروزی دیگری را جشن گرفتند.صدام حسین تکریتی از همان آغاز جنگ ، رویای فتح ایران را در سر می پروراند و تصمیم داشت که در چند مرحله بخش های بزرگی از ایران را تصرف کند. بخشی از ایران که در ابتدای جنگ برای مدت کوتاهی به دست دشمن افتاد ، خرمشهر بود . اما فرزندان حماسه ساز ایران خواب خوش خودکامه بزرگ را آشفته کردند و خرمشهر همیشه سرفراز را به آغوش مام میهن بازگرداندند. در هنگام آغاز حمله برای آزادسازی خرمشهر 575 روز بود که خرمشهر همیشه خرم ، زیر چکمه های دشمن متجاوز مقاوت می کرد .متجاوزین به مزدوران زیر امر خود دستور داده بودند که حفظ شهر اشغال شده خرمشهر به منزله دفاع از بصره ، بغداد و همه شهر های عراق است.افزون بر این ، تجهیزات و امکانات جنگی دشمن در این منطقه نشان می داد که دستگاه نظامی متجاوزین خرمشهر را به عنوان شیشه عمر خود می دانند و با تمام نیرو قصد ماندن در آن جا را دارند. اما فرزندان سرزمین اهورایی ایران نشان دادند که سپاهیان دشمن اهریمنی هرگز نخواهند توانست برای مدتی طولانی بر این خاک مقدس تسلط یابند.فرزندان این کهن بوم و بر همه توان خود را برای بازگرداندن این بخش از خاک گهر خیز ایران به آغوش مام میهن گرد آوردند و در ساعت 30 دقیقه بامداد روز آدینه  10 / 12 / 1361 عملیات آزادسازی خرمشهر آغاز شد.فرزندان ایران به سرعت به قلب دشمن بدکار یورش بردند و در همان لحظات نخست ، در سراسر جبهه ، خاکریز ها را یکی پس از دیگری تسخیر کردند.آتش توپخانه دلیرمردان ایرانی که از هر سوی روانه بود ، دشمن نابکار را در جای خود زمین گیر کرد و به این ترتیب از همان ساعت نخست نبرد ، بیش از  800  کیلومتر از خاک اشغال شده ایران آزاد شد و نیروهای ایران موفق شدند تا  « پادگان حمید » را که از مهم ترین پایگاه های استراتژیک دشمن در جبهه جنوب بود از اشغال نیروهای بیگانه ، خارج نمایند. در مرحله نخست نبرد ، آزادسازی جاده بسیار مهم و تدارکاتی « اهواز – خرمشهر » به دست فرزندان راستین کوروش بزرگ انجام گرفت . با این که دشمن در آن سوی رودخانه بسیار پهن و دشوار گذار کارون ، جایگزین شده بود و رودخانه کاملا در تیر رس آن ها قرار داشت ، اما به یاری اهورای ایران زمین وبا بهره گرفتن از پل های شناور ، عبور از رودخانه ممکن شد و در عرض چند ساعت ، غرب رود کارون از وجود متجاوزین پاک شد و حدود ساعت  30 / 7  تا  30 / 8 دقیقه صبح ، فرزندان آرتمیس خود را برای پاتک احتمالی دشمن آماده کردند و نیروهای تازه نفس را در منطقه جایگزین نمودند. مرحله دوم نبرد آزادسازی در ساعت یک بامداد روز یکشنبه  12 / 2 / 1361 آغاز شد. در مرحله دوم هدف نیروهای ایران این بود که به سوی مرز بروند و از آن جا ضربه اصلی را بر پیکر دشمن بدخواه این مرز و بوم وارد سازند. نتیجه این مرحله این بود که دشمن گجسته مجبور شد پس از به جای گذاردن تلفات فراوان ، شبانه پای به فرار گذارد.در حقیقت نیروهای صدام مجبور شدند در حدود  100 کیلومتر آن سوی تر جایی که فرزندان آریوبرزن به مرز رسیده بودند ، چهار لشکر خود را عقب بکشند و بگریزند.مرحله سوم نبرد آزاد سازی خرمشهر در ساعت  22 و 30 دقیقه روز شنبه یکم خورداد ماه 1361 خورشیدی آغاز شد.در ساعت  23 و 40 دقیقه ، خاکریز های یکم  و دوم دشمن در منطقه « پل نو شلمچه » توسط فرزندان بابک خرمدین تسخیر شد . در نخستین ساعات روز سوم خوردادماه ، نیروهای دشمن اقدام به پاتک سنگین  با تمامی امکانات و آرایش جدید نظامی خود نمود ولی فرزندان مرداویج توانستند پاتک دشمن را خنثا کنند و آن ها را به محاصره خود در آورند.در ساعت 13 روز دوشنبه سوم خوردادماه 1361 خورشیدی ، فرزندان آرش کمان گیر از سوی راه آهن ، گمرک  و جاده اهواز – خرمشهر  به داخل خرمشهر وارد شدند  و سرزمین اهورایی ایران را از وجود تازیان دون پاک کردند و در ساعت 15 و 30 دقیقه خرمشهر قهرمان به دست پر توان فرزندان دلاور جهان پهلوان رستم دستان ، آزاد شد. در نبرد آزاد سازی خرمشهر ، بیش از  4500 کیلومتر مربع از مناطق اشغالی و پایگاه های استراتژیک منطقه آزاد شد و 285 دستگاه تانک و نفربر به دست فرزندان آرتمیس افتاد ،  40 فروند هواپیما و 2 فروند بالگرد دشمن منهدم شد ، 500 خودرو  و چندین دستگاه لودر و ماشین های مهندسی و ده ها قبضه توپ ، تیربار و سلاح های سبک و سنگین دشمن نابود گردید و  19 هزار نفر از نیروهای دشمن اهریمنی به اسارت نیروهای ایرانی در آمدند. با آزادسازی خرمشهر ، اشک شادی از دیدگان مردم میهن دوست ایران جاری بود و بر فرزندان راستین کاوه آهنگر که میهن را از چنگال ناپاک تازیان زمان رهانیده بودند ، درود می فرستادند . ثبت حماسه جاوید خرمشهر ، خود شاهنامه ای سترگ را می طلبد. خرمشهر همیشه سربلند ، نماد مقاومت مردمی است که به رسایی فریاد زدند ، دیگر به هیچ عنوان و حتا برای یک لحظه ، حضور نیروهای بیگانه را در خاک اهورایی ایران تحمل نخواهند کرد و تا آخرین قطره خون خود را در راه آزادی و سرفرازی مام میهن نثار خواهند نمود . یاد و نام همه دلاورمردان رزمنده ایرانی به ویژه سرباز تناور ایران « جهان آرا »  که در کارزار با دشمن اهریمنی جان سپرد ، گرامی باد .

جشن خوردادگان : یکی از جشن های ماهیانه ایرانیان که در خورداد روز ( ششمین روز ماه سی روزه اوستایی ) از خورداد ماه برپا می شود.جشن خوردادگان یا جشن رسایی و کمال به یاد فروزه پاک و جاوید اهورایی « خورداد » یا « هئوروتات » گرامی داشته می شود. پیش تر خانواده های ایرانی در این جشن به برپایی آیین های شاد و سرور انگیز در جای جای طبیعت زیبای ایران و به ویژه در کنار سرچشمه ها و رودخانه ها می پرداختند و به پاس داده های اهورایی به نیایش می نشستند.

انتشار هفته نامه صوراسرافیل :  8 خوردادماه سال 1286 خورشیدی هفته نامه صور اسرافیل با سرمایه میرزا قاسم خان تبریزی و صاحب امتیازی جهانگیر شیرازی و همکاری علی اکبردهخدا، که نویسنده مقاله های انتقادی « چرند و پرند » بود، منتشر شد. صوراسرافیل – پس از پشت سر گذاشتن فراز و نشیب هایی – مانند تمام نشریات به فرمان محمدعلی شاه قاجار در 31 خورداد ماه سال 1287 خورشیدی ( 3 روز قبل از شروع دوره استبداد صغیر ) تعطیل شد و زنده یاد جهانگیر شیرازی در 3 تیرماه اعدام گشت. 

تصویب قانون تاسیس دانشگاه تهران :  ۸ خورداد ماه سال 1313 خورشیدی ، در نهمین دوره مجلس شورای ملی ، قانون تأسیس دانشگاه تهران به ‌تصویب رسید و در پانزدهم بهمن همان سال ، سنگ بنای دانشگاه تهران گذاشته شد. 

درگذشت علی اکبر ناظم الاطباء :  9 خورداد ماه 1303 خورشیدی ، پزشک و ادیب لغت شناس و گردآورنده فرهنگ لغت در 5 جلد و نویسنده آثاری در زمینه پزشکی و علم تشریح و جراحی و فیزیک درگذشت .

پیروزی شاپور یکم : 11 خوردادماه سال خورشیدی 378 پیش از هجرت ، در پی پیروزی شاپور یکم بر گودریان سوم ( امپراتور روم )، شاه ساسانی شهر « انبار » ( در 60 کیلومتری غرب بغداد امروزی ) را به شهر « پیروز شاپور» تغییر نام داد؛ چندی پس از این شکست، گودریان به دست افرادش کشته شد و فیلیپ امپراتور روم شد که با شاپور صلح کرد و امتیازات فراوان به او داد.

درگذشت شاه اسماعیل : 12 خورداد ماه سال 903 خورشیدی ، مؤسس سلسله صفوی، در سی و هشت سالگی، پس از 24 سال سلطنت، در حوالی سراب درگذشت. وی پس از ورود به تبریز به تأسیس سلسله صفویه و رسمی کردن مذهب شیعه پرداخت و پس از پیروزی بر مخالفان داخلی به جنگ سپاه عثمانی رفت، ولی در جنگ چالدران از سلاح آتشین دشمن شکست خورد. وي با تلاش خود به ايجاد يك دولت مركزي نيرومند در ايران نائل آمد و حدود ايران را به مرزهاي زمان ساسانيان نزديك ساخت.وی طبع شعر داشت و « خطایی » تخلص می کرد. دودمان صفوي از تاريخ تاجگذاري شاه اسماعيل اول به مدت 235 سال بر ايران حكومت كردند. 

 

بحرین بخشی از خاک ایران است : 12 خوردادماه سال 1331 خورشیدی ، وزارت امور خارجه دولت دكتر مصدق طي يادداشتي به دولت انگلستان تاكيد كرد كه امضاي هرگونه قرارداد انگلستان با بحرين ايران را نقض تعهدات و دورويي محض مي داند.در اين يادداشت آمده بود كه دولت انگلستان طبق اسناد موجود از زمان شاه عباس به بعد، بارها پذيرفته است كه مجمع الجزاير بحرين گوشه اي از قلمرو ايران است. بنابراين، نبايد با متمردين اين جزاير قرار داد امضاء مي كرد. دولت انگلستان با اين عمل غير قابل قبول، تعهدات خود و موازين بين المللي را نقض كرده و شئون و حيثيت خود را ناديده گرفته است.

شاهین سپنتا|| ٦:٤۱ ‎ق.ظ

پنجشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٦

بخش دوم

روزنگار تاریخی و فرهنگی خورداد ماه

روز چهانی محیط زیست : 15 خوردادماه برابر با 5 ژوئن از سال ۱۹۷۲ میلادی تا کنون از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی محیط زیست نام نهاده شده است .در روز ۵ ژوئن ۱۹۷۲ اولین کنفرانس محیط زیست سازمان ملل در شهر استکهلم سوئد برگزار شد که ۱۲۰۰ نفر از ۱۱۲ کشور پیشرفته و درحال توسعه‌ی جهان در آن شرکت داشتند. منشوری که در این کنفرانس به تصویب رسید حاوی ۲۶ معیار و ۱۰۹ توصیه برای  عملی  کردن آنها بود. تصمیم مهم این کنفرانس ایجاد سامانه دیده‌بانی زمین ( Earthwatch ) بود که فعالیتش معطوف به جمع‌‌آوری داده‌ها و آمار و ارقام در باره مشکلات و چالش‌های محیط‌زیستی در مقیاس ملی و بین‌المللی است. این اطلاعات در اختیار نهادهای ملی  و بین‌المللی قرار داده می‌شوند تا متناسب با آنها برای رفع مشکلات زیست محیطی تلاش شود. منشور محیط زیست سازمان ملل کشورها را مقید می‌کند که در  استفاده و بهره‌برداری از ذخایر و منابع طبیعی‌اشان رفتاری مسئولانه و معطوف به حفظ محیط زیست داشته باشند و به وظایف خود در قبال کشورهای دیگر و نیز در قبال نسل‌های آتی توجه کافی نشان دهند. اما شوربختانه روز جهانی محیط زیست در ۳۰ سال گذشته کمتر جدی گرفته می‌شد. ولی امروز وخامت وضع زیست بوم جهان و اقلیم زمین به جایی رسیده که حفاظت از محیط زیست به یکی از موضوعات عمده روز بدل شده است.گزارش شورای جو سازمان ملل می‌گوید اگر بشر تا سال ۲۰۲۰ روند پخش گازهای گلخانه‌ای در هوا را مهار نکند و تا سال ۲۰۵۰ آن را به نصف کاهش ندهد زمین تا آخر سده جاری به گونه‌ای بی‌سابقه گرم خواهد شد و فجایع زیست‌محیطی وسیعی سیاره ما را به کام خود خواهند کشید. ۱۲۰ هکتار از جنگل‌های جلگه‌ای گیلان برای توسعه شهرک صنعتی نابود شدند. ظرف ۳۰ سال گذشته مساحت جنگل‌های شمال کشور بر اثر تخريب از ۲۵ ميليون هکتار به ۱۲ ميليون کاهش يافته است. این گونه خبرها دیگر نادر نیستند، چرا که تناوب بروز مشکلات و فجایع زیست‌محیطی در گوشه و کنار جهان شدت  و سرعتی بی سابقه گرفته است. رفتاری که بشر با طبیعت کرده و می‌کند اینک نتایج منفی و مخرب خود را به بار می‌‌آورد. هزاره‌های متوالی طبیعت ذخایر و منابع خود را بی‌دریغ در اختیار بشر نهاد. ناسپاسی بشر، به ویژه در دو قرن اخیر که پیشرفت تکنیک و تولیدات انبوه صنعتی، شهرنشینی ، مصرف انرژی‌های فسیلی و افزایش جمعیت شاخص آن بوده‌اند پیامدهای فاجعه‌باری برای محیط زیست داشته است. نباید فراموش کرد که معضلاتی چون ترافیک شهرهای بزرگ ، آلودگی شدید هوای ناشی از آن،  مصرف بی‌ رویه بنزین و سایر انرژی‌ها، تخریب بی‌محابای جنگل‌ها و آلوده‌سازی آب‌های جاری که به معضلاتی ظاهراَ حل نشدنی بدل شده اند صرفاَ به مسائل فنی و مدیریتی مربوط نیستند ، بلکه سطح نازل فرهنگ حفاظت از محیط زیست در جامعه نیز در آن نقش عمده‌ای بازی می‌کند و البته این وضعیت نامساعد فرهنگی را  رفتار و رویکرد نهادها و مقام‌های مسئول نیز تشدید می‌کند.

بدرقه شورانگيز مردم تهران از هيات نظارت بر خلع يد از انگلستان : 18 خوردادماه سال 1330 خورشیدی ، مهندس مهدي بازرگان، دكتر متين دفتري و اردلان كه از سوي دكترمصدق رئيس دولت وقت مامور نظارت بر امر خلع يد از انگلستان در نفت ايران شده بودند در ميان مشايعت و بدرقه شور انگيز و پراحساس هزاران ايراني از مهرآباد عازم خوزستان شدند. اين بدرقه کنندگان با پرچم و پلاكارد از سپيده دم آن روز در مسير آنان به فرودگاه تا روي باند پرواز صف كشيده بودند و ابراز احساسات مي كردند كه انعكاس خبر آن در رسانه هاي ملل ديگر، انگليسي ها را بيش از پيش نگران آينده خود در منطقه نفتخيز خاورميانه ساخت.  

نطق تاريخي دكتر مصدق در دادگاه لاهه : 19 خوردادماه سال 1331 خورشیدی دكتر مصدق رئيس دولت وقت در دادگاه جهاني لاهه نطق تاريخي خود را ايراد كرد و وجدان جهانيان را متوجه حقوق ملل دیگر ساخت.دكتر مصدق در اين نطق گفت كه وجدان جهانيان نبايد اجازه دهد كه حقوق ملل ضعيف پايمال شود؛ جهانيان بايد از ملل كوچك كه براي احقاق حقوق خود و استفاده از حاكميت ملي و استقلال بپا مي خيزند در برابر دول داراي قدرت نظامي ، تبليغاتي و نفوذ سياسي وسيع دفاع كنند. ما كاري جز گرفتن حق مسلم خود نكرده ايم . دكتر مصدق پس از ايراد نطق طولاني خود ، دفاع قضايي از حقوق ايران در برابر شكايت انگلستان را به پروفسور« رولن » حقوقدان بلژيكي كه به وكالت از ايران انتخاب شده بود ، سپرد. دكتر مصدق قضات دادگاه لاهه را از آلوده كردن خود به سياست برحذر داشت و گفت كه قاضي بايد حق را از زورگو و غاصب آن بگيرد نه جانب طرف برتر را. دکتر مصدق بعدا در پاسخ به پرسش يک روزنامه نگار درباره ميزان اميد او به سازمان هاي بين المللي از جمله دادگاه لاهه، خواستار اصلاح منشور ملل و واگذاري تصميم گيري از شوراي امنيت به مجمع عمومي سازمان ملل شد و گفت كه سازمان ملل بايد تنها دمكراسي ها را به عضويت بپذيرد نه هر كشور را. كشورهاي غير دمكراتيك مي توانند عضو ناظر باشند، نه صاحب راي و دمكراسي جدا از رعايت حقوق انسان نيست.

درگذشت ذبیح‌الله منصوری : 19 خورداد ماه سال 1365 خورشیدی ذبیح اله منصوری روزنامه‌نگار و مترجم ایرانی درگذشت . وی در سال ۱۲۷۴ خورشیدی او با نام اصلی «ذبیح الله حکیم الهی دشتی» دیده به گیتی گشود . ذبیح الله منصوری دارای تحصیلات قدیمه بود و خدمت مطبوعاتی خود را از سال ۱۲۹۲ آغاز نمود. منصوری طی ۷۰ سال روزنامه نویسی خویش بامجلات و مطبوعات بسیاری همکاری نمود از جمله: کوشش، ایران ما، داد، ترقی، تهران مصور، روشنفکر و سپید و سیاه. عمده کارهای او در مجله هفتگی خواندنی ها منتشر می‌شد. در ترجمهٔ آثار به جای وفادار ماندن به متن کتاب به زبان اصلی، تغییرات و اضافاتی را در متن اصلی اعمال کرده است. بعضی منتقدان کتاب‌های ادبی و تاریخی این صفت وی را نکوهیده و خلاف نظریهٔ «وفاداری به متن در ترجمه» می‌شمارند در حالی که استقبال خوانندگان عام از آثار او چشمگیر بوده است و این آثار به احتمال، پرخواننده‌ترین رمان‌های تاریخی به زبان فارسی هستند. وی آثار بسیاری را ترجمه کرده (حدود ۱۴۰۰ اثر) که حتی ذکر نام آنها هم کاری دشوار است. از ترجمه های مشهور او می توان به کتاب های زیر اشاره نمود: غرش طوفان (1336) - الکساندر دومای پدر  / سه تفنگدار (1336) - الکساندر دومای پدر / شاه جنگ ایرانیان در چالدران و یونان (جون بارک واشتن فنو) / عشاق نامدار (1346) / خواجه تاجدار (1347) - ژان گوره / امام حسین و ایران (1351) - کورت فریشلر / سقوط قسطنطنیه (1359) - میکا والتاری / خداوند الموت (حسن صباح) (1359) - پل آمیر / ملاصدرا (1361) - هانری کورین / عارف دیهیم دار (1362) - جیمز داون  / غزالی در بغداد (1363) - ادوارد توماس  / جراح دیوانه (1364) - ژارگن توروالد / سرزمین جاوید (1370) - رومن گیرشمن  / سینوهه پزشک فرعون - میکا والتاری / من کنیز ملکه مصر بودم - میکل پیرامو / سفرنامه ماژلان - پبگافتا دی لومباردو / اسپارتاکوس (؟) - هوارد فاست  / ژوزف بالسامو (؟) - الکساندر دومای پدر / محبوس سنت هلن یا سرگذشت ناپلئون - اوکتاو اوهری  / شاه طهماسب و سلیمان قانونی - آلفرد لابی ار / دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری (؟) - ژان یونیر / مکاتبات چرچیل و روزولت - وارن اف . کمبل  / پطر کبیر - رابرت ماسی / عايشه بعد از پيغمبر  / ایران و بابر - ویلیام ارسکین / ملکه ویکتوریا - الیزابت لانفورد .

روز جهانی صنایع دستی : 20 خوردادماه برابر با 10 ژوئن سال 1964 ميلادي ، شوراي جهاني صنايع دستي گشایش یافت و اين روز به عنوان روز جهاني صنايع دستي اعلام شد . در مجمع آسيايي اين كشور نزديك به 20 كشور آسيا واقيانوسيه عضويت دارند و همه ساله اجلاس آسيايي شوراي جهاني صنايع دستي در نقاط مختلف اين بخش از كره زمين برگزارمي شود . در سال 1369 خورشدی نيز ايران ميزبان اين شورا بود و نمايشگاه صنايع دستي داخلي در شهر اصفهان پذيراي ميهمانان شركت كننده در اين مراسم بود . در همين دوره ايران به عنوان مسئول صنايع دستي بخش غرب آسيا انتخاب شد .

زادروز ادیب برومند ( شاعر ملی ) : بيست و يكم خورداد ماه 1303 خورشیدی استاد عبدالعلی اديب برومند در شهر« گـز» از شهرستان برخوار اصفهان دیده به گیتی گشود. پدرش شادروان « مصطفی قلی خان برومند »  از خوانين گـز بود كه از حسن خط و مقدمات زبان عربی و آگاهی های تاريخی بهره داشت و به زبان فرانسه مسلـّط و از جمله تجدد طلبان عصر بود ، هيچ گاه شغل دولتی نپذيرفت و به زمین داری و كشاورزی اكتفا نمود . مادرش شادروان رباب غفار دخت ، خواهر بزرگ استاد « حيدر علی خان برومند » بود كه از سواد خــوانــدن و نــوشتن بـي بـهره نبود ، در خـانـه داری و تنظيم امـور اقتصادی خـانـواده زنی بالياقت و با شخصيّت به شمار می رفت كه درباره تحصيلات فرزندان هم ، پي گيري و علاقه مندي كامل از خود نشان می داد . عبدالعلی اديب برومند در سن شش سالگی نزد معلم سرخانه كه « ملا قنبر » نام داشت و مكتب دار بـود ، خـوانـدن و نوشتن را آغــاز كرد و پس از دو سال به اصفهان آمـد و نخست دو سه ماه در مدرسه « قدسيه » درس خواند و سپس در دبيرستان « فرهنگ » كه مديرش روان شاد « مجيد مير احمدي » از پيشگامان آموزش و پرورش اصفهان بود ، نام نويسي كرد و از كلاس سوم ابتدايی تا سوم متوسطه در آن دبيرستان به تحصيل پرداخت . پس از دريافت سيكل به دبيرستان « صارميه » اصفهان رفت و در رشته ادبی ديپلم گرفت و در شهريور ماه 1321 خورشیدی به منظور ادامه تحصيل به تهران رفت و در سال 1324 خورشیدی موفـّـق به گرفتن مدرک کارشناسی در رشته حقوق قضایی از دانشكده حقوق گرديد. اديب برومند در سال 1325 خورشیدی از وزارت دادگستری ابلاغی برای شغل دادياری دادگستری اردبيل دريافت كرد ولی از پذيرفتن سِِِِِمَت قضایی اعـراض نمود و تقاضاي صدور پـروانـه كارآموزی وكالت دادگستری كرد و دو سال بعد به طور مستقـل به عنوان وكيل پايه یک دادگستری مشغول كار شد؛ وی سال ها وكيل بانک ملـی در ايران بود و وكالت های متفرق را كمتر می پذيرفت و در اين حرفه همواره برای احقاق حقوق می کوشيد. اديب برومند در ظرف مدتی كه در دانشكده حقوق تحصيل می كرد نسبت به تكميل معلومات ادبی و پرورش دادن طبع شاعری خود غافل نبود بلكه با كوشش بسيار شمار فراوانی از متون معتبر نظم و نثر پارسی را با دقت تمام مطالعه نمود و در شعر و ادب به ممارست پرداخت و به زبان عربی و فرانسه نيز به خوبي آشنايی پيدا كرد . اديب تا سن 16 سالگی به نثر نويسی اهتمام می ورزيد ولی از 17 سالگی بيشتر به شعر و شاعری روی آورد و با علاقه و دلبستگي به شاعران و اشعارشعرای دوران مشروطه خواهی برای ادامه آن سبکِ نوپا از جهت موضوع و مطلب كه ديرينگي نداشت و ابتلا آن زمان را موضوع شعر قرار مي داد پس از حادثه سوم شهريور ماه 1320 خورشیدی و اشغال ايران به وسيله متـفـقـيـن در جنگ جهانی دوم ، به سرودن شعرهای سياسی و ميهنی پرداخت . موضوع اين اشعار حمله به اشغال كنندگان ايران و مخالفت با عـوامـل بيگانه يعني هواداران شوروي و انگليس و تقويت آزادي خواهی و استقلال طلبي و حسِِِّ وطن خـواهـي در مـردم ايران بود كه در جـرايـد و مجلات كشور منتشر مي شد و افـزون بر اين اديب به دسته ها و حزب هاي دست نشاندهُ بيگانگان نيز با حربهُ شعر و زبان قلم به جنگ و ستيز ادامه مي داد ، چنان كه در غائله آذربايجان و زمزمهُ تجزيه طلبي در آن سامان به شدّت برضد حزب دموكرات آذربايجان و حكومت « سيد جعفر پيشه وري » مـبـارزهُ قـلمی و شعری را آغـاز نمود كـه تـا پـايـان حـادثـه و بعد از آن از اين حملات دست نكشيد . اديب برومند از آبان ماه 1328 خورشیدی كه جبهه ملي ايران به رهبري زنده ياد « دكتر محمد مصدق » بنيان گذاري شد و نهضتِ « ملي كردن صنعت نفت در سراسر ايران » جنب و جوش خاصی پديد آورده بود، از هـواداران سر سخت نهضت ملی ايران گـرديـد و با سرودن اشعار ميهنی و سياسی به ياری و همگامی جبهه ملي و اين نهضت ضد استعماري پرداخت و با نفوذ سياسي انگليس و تحريكات روسيهُ شوروي در آويخت ؛ بعد از رویدادهای 28 امرداد 1332 خورشیدی با حكومت كودتا به مبارزه برخاست و پس از تشكيل دورهُ دوم فعاليت هاي جبهه ملي از روز نخست در شمار پايه گذاران اين جبهه با حكومت ديكتاتوري « محمد رضا شاه » مخالفت نمود و در نتيجهُ مبارزه با استبداد سه بار زنداني گرديد – هنگام تجديد فعاليت جبهه در سال 1327 عضو شوراي مركزی جبهه ملي بود و به اتفاقِ هم مسلكان خود در حزب ايران و جبهه ملی ، با خيزش ملت همگامي كرد . در سال 1373 با همراهي چند تن از همفكران ، بار ديگر به ادامهُ فعاليت هاي سياسي جبهه ملی ، پس از مدتي تعطيلی اقدام كرد و از وقفه ای كه در اين مسير پيش آمده بود ، جلوگيري نمود. باري سخن كوتاه ، اديب برومند مدت شصت سال با قلم و قدم در راهِ سر بلندي ايران و آزادي و ضديت با استبداد و استعمار كوشيده و بيشترين قسمت اشعارش ميهنی و سياسی و ملی است . از آثار ارزشمند این شاعر ملی می توان به کتاب های زیر اشاره کرد: ناله های وطن (نظم و شعر ) ، پیام آزادی ( مجموعه شعر ) ، درد آشنا (غزل های عارفانه، عاشقانه و سیاسی )، سرود رهایی ( اشعار ملی و تاریخی)،راز پرواز( اشعار مذهبی )، مثنوی اصفهان ( اشعاری در توصیف اصفهان ) ، حاصل هستی ( مجموعه شعر )، به پیشگاه فردوسی ( شاهنامه پژوهشی ) و طراز سخن ( مجموعه مقالات ادبی و سیاسی و هنری ،) ، باغی از غزل ( آلبوم صوتی ، شعرهایی با صدای استاد ) ، حماسه خرمشهر ( آلبوم صوتی ، شعرهایی با صدای استاد ) . از پژوهش های منتشر شده استاد ادیب برومند نیز می توان به تصحیح کتاب خردنامه، نگارش کتاب « هنر قلمدان » ، تصحیح دیوان حافظ ، تصحیح « داستان سیاوش و رفتن گیو به ترکمنستان » ، تصحیح « داستان رستم و اسفندیار و هفت خان اسفندیار» ، تصحیح قسمت معاصران « تذکره خلاصه الاشعار تقی الدین کاشانی » اشاره کرد.ادیب برومند را همچنین به عنوان هنر شناس ، مجموعه دار و استاد خوشنویس صاحب سبک نیز می شناسند.

درگذشت دکتر خزائلی : 21 خورداد ماه سال 1353خورشیدی دكتر محمد خزائلي بنيانگزار انجمن هدايت و حمايت از نابينايان ایران درگذشت. او در سال 1292 خورشیدی در اراك دیده به گیتی گشود و در کودکی به علت بيماري آبله بينايي خود را از دست داد و به سبب نبودن مدارس ويژه نابينايان ناگزير از تحصیل باز ماند. چندي بعد پس از افتتاح مدرسه سهاقيه آنجا مشغول تحصيل شد و به مدد حافظه نيرومند خويش پيشرفت سريعي داشت. نخستين مشكل وي در دوران تحصيلات متوسطه آشكار شد زيرا قادر به نوشتن نبود اما با اين وجود به تحصيل ادامه داد و سرانجام موفق به اخذ دكتراي حقوق از دانشگاه تهران گرديد. گفتني است دكتر خزائلي به زبان هاي عربي، فرانسه و انگليسي كاملاً مسلط بود و افزون بر تأليف آثار بسيار ، كتب ترجمه شده متعددي نيز از وی باقي است. شرح بوستان و گلستان از آثار اوست . دكتر خزائلي به منظور رفاه نابينايان در سطح بين المللي نيز فعاليت چشمگيري داشت و از اعضاي كميته اجرايي خاورميانه در شوراي ملي رفاه نابينايان و اتحاديه بين المللي نابينايان بود. 

شاهین سپنتا|| ٦:۳۸ ‎ق.ظ



شاهین سپنتا

خانه دوست
بايگاني نوشتارهاي پيشين
يارانامه

پيوند دوستان
چالدران
هفته نامه امرداد
نگاره هایی از ایران
ادیب برومند شاعر ملی
مرکز پژوهش های کاربردی ایران شناسی
ایران پاد
گاهنامه ساینا
نام دختران و پسران ايرانی
پارسی سخن بگوییم
پالایش زبان فارسی
خبرگزاری میراث فرهنگی
دانش نامه ایرانیکا
مترجم فارسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
زبان فارسی در دنیای ارتباطات
کتاب خانه ملی ایران
کوروش بزرگ
تارنمای فروغ فرخزاد
ماهنامه ادبی و فرهنگی بخارا
بنیاد نیشابور
بانک اطلاعات نشريات کشور
تقويم تاريخ
پايگاه آگاهی رسانی نوروز
نام های دختران ایرانی
نام های پسران ایرانی
تاريخ ايران در اين روز
بلاگ نیوز
فریدون مشیری
زورخانه
فدراسيون ورزش زورخانه
روستای تاريخی دماب
باغ ایرانی
تارنماي پرشين وبلاگ
فهرست تارنگارهاي فارسي
الگوهاي تارنگار
رويدادهاي ايران
اخبار ICT
سرگرمي هاي رايانه اي
تالارهاي گفت و گو
هواداران پرشين بلاگ

 
   
  پرشين‌بلاگ